ارباب پیش

اربــابـ پیــشــے
𝔭𝔞𝔯𝔱⁹

یونگی×
ا.ت-



ا.ت ویو رفتم پایین و صبحانه آماده کردم و دیدم بله پیشی خوابالو اومده


-خوابالو خان کی عروسی میکنیم

×اول باید با پدر مادرش حرف بزنیم بانو

زنگ در خورد

-تو بشین سر میز من میرم در رو باز کنم

در رو باز کردم با پسرا و لارا و یونسو و بورام خواهر یونگی رو به رو شدم

-بوری [ بورام ] تو اینجا چیکار میکنی زیبا خانم

ب=بورام
ب: دیگه دیگه شنیدن مخ داداشم زدی

-دیگه دیگه .....بیاین تو

×سلام خوبین بچه ها سلام بورام

ب: سلامممم

-راستی لارا .... لارا الو

ل: قهرم

-چرا چون به بوری توجه کردم

ل: اول باید بیای سمت من مامانی [ گاهی به ا.ت میگه مامانی ]

-باشه دخترم

لارا اومد تو بقل آ.ت

کوک : شما چرا اینجوری میکنید

ل: آ.ت مامانی منه

یونسو: نه به خره گفتن قبلا نه به مامان گفتن الان

× خب بچه ها اینجا چیکار دارین

نامجون : خب عامممم اومدیم به کسی که دل پشیمون رو برده سلام عرض کنیم

×بلع خوب کاری کردین

نامجون : خدا ها همیشه خوب کاری میکنن

-بابا خدا

نامجون : بله من خدا هستم


ته :راستی کی قراره ازدواج کنید .

× نظرتون چیه عروسی من و آ.ت و ته و یونسو و جیمبن و لارا یکی کنیم

همه : آره



بچه ها فیک داره چرت میشه اگه نظریه دارید گه من چجوری ادامش بدم بنویسین چون چیزی که خودم نوشتم احساس میکنم چرته

شرط
لایک :۱۰
کامنت :۱۵
دیدگاه ها (۵)

اربــابـ پیــشــے𝔭𝔞𝔯𝔱⁸یونگی ×ا.ت-ا.ت ویو کلی با اعضا خوش و ب...

اربــابـ پیــشــے 𝔭𝔞𝔯𝔱¹⁰یونگی ×ا.ت -ا.ت ویو داشتم وسیله ها ر...

اولین پیام ناشناس مرسییییی

مرسیییی از حمایتتون

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P²⁸ا/ت: *اون داره گند میزن...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط