bad boyfriend

bad boyfriend
season : 1
part : ۲
مراسم تموم شد کوک و ا.ت سوار ماشین شدن داشتن میرفتن سمت عمارتشون تو ماشین سکوت بود که کوک سکوت رو شکست
کوک : من قانون دارم (سرد)
ا.ت : مامان یا بابام نیستی که برام قانون میزاری
کوک : با من بحث نکن اعصابم و خورد نکن
ا.ت : اعصابت خورد بشه مثلا میخوای چه گوهی بخوری (یکم بلند)
کوک : اون روی سگ منو بالا نیار برات بد تموم میشه (بلند)
ا.ت : تو نمیتونی کاری کنی فهمیدی
کوک : ا.ت نزار کاری کنم که به غلط کردن بیوفتی( صدای بلند)
ا.ت : وای ترسیدم
که یهو کوک ماشین رو نگه داشت
کوک : یه بار دیگه بخوای رو حرف من حرف بزنی بد تموم میشه برات فهمیدی (عربده)
ا.ت دیگه هیچی نگفت و فقط از پنجره بیرون رو نگاه کرد کوک ماشین و روشن کرد و رفت سمت عمارت رسید جلوی عمارت
کوک : پیاده شو (سرد)....با تو هم
دید که از ا.ت صدایی در نمیاد فهمید خوابیده کوک آروم داشت نگاهش میکرد عین یه پرنسس کوچولو خوابیده بود کوک محو صورتش شده بود که یهو به خودش اومد و از ماشین پیاده شد دلش نیومد بیدارش کنه برآید استایل بغلش کرد و برد تو خونه ا.ت و گذاشت رو تخت و خودش رو کاناپه خوابید
دیدگاه ها (۰)

bad boyfriend season : 1part: 3صبح ا.ت از خواب بیدار شد رفت ...

bad boyfriend season : 1part : 4با قیافه عصبانی یکی روبرو شد...

bad boyfriend season : 1part : 1هر کدوم به تنهایی زندگی خوبی...

the first fiction : bad boyfriend season : 2 or 3part : 🤷🏻‍♀...

Part 14

#p3اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوبارها/ت:♡ _ جونگ کوک:_نیلو: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط