حیف از نقش خیالی که توهم شده است

حیف از نقش خیالی که توهم شده است

فرش تا عرش لگد خورده ی مردم شده است

زندگی عالی عالی ست،ولی در این بین

حال من مثل درختی ست که هیزم شده است !

در خودم حل شدم و کم شدم و دم نزدم

تا نگویند که محتاج ترحم شده است

عشق، انگشتراعجاز سلیمان نبی ست

که در این زندگی بی هیجان گم شده است !

در پی ام آمده ای، بیست و اندی سال است

زندگی ! فکر کنم سوء تفاهم شده است !
دیدگاه ها (۱)

یه روزی میرسه که من سفید میپوشم و تو مشکی... اون روز با چشما...

به کسانی که لا به لای مشغله شانوقتی برایت پیدا میکننداحترام ...

ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺎﻧﻮﺍﮔﺮ ﺑﻪ مردی ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﺑﻬﺎ ﺩﻫﯽﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ...

گاهی وقتا لازمه زمین بخوری...تا ببینی کیا پشتتن...کیا باعث ر...

حیف از نقش خیالی که توهم شده استفرش تا عرش لگد خورده ی مردم ...

حیف از نقش خیالی که توهم شده استفرش تا عرش لگد خورده ی مردم ...

حیف از نقش خیالی که توهم شده است فرش تا عرش لگد خورده ی مرد...

حیف از نقش خیالی که توهم شده استفرش تا عرش لگد خورده ی مردم ...

حیف از نقش خیالی که تَوَهُم شده استفرش تا عرش لگد خورده ی مر...

حیف از نقش خیالی که تَوَهُم شده استفرش تا عرش لگد خورده ی مر...

حیف از نقش خیالی که توهم شده است فرش تا عرش لگد خورده ی مردم...

حیف از نقش خیالی که توهم شده است فرش تا عرش لگد خورده ی مردم...

شعر : عشق حیف از نقش خیالی که توهم شده است فرش تا عرش لگد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط