متاسفم واقعا ،

متاسفم واقعا ،
و البته شرمنده ،
نمیتونم بهت حقی بدم ،
هیچ حقی عزیزم !
تو باید و باید و باید ،
مالِ من باشی ،
تمام تو برای تمام من ،
هرچقدر که دلبری بلدی برای دیوانگی بی حد من ،
عطر موهات باید منو مست کنه
و خنده هات ، آخ که خنده هات باید مدام منو ببره تا مرز مردن ،
نه اصلا بکشه کاملا ،
آره بکشه تا بوسه هات دوباره زندگی ببخشه به من ،
آره !
من بهت حق میدم که هیچ کاری نکنی ،
اصلا تو مجبوری هیچ کاری نکنی
جز دوست داشتن من ،
منم مجبورم هرکاری بکنم
تا تو لبخند بزنی ،
تا زندگی رنگی بشه ،
تا زنده بمونم...
من به خودم حق میدم دستاتو لمس کنم ،
و گونه هات رو ،
به خودم حق میدم تو رو با نفسهام بکشم
به درونم ،
حق میدم که از تمامِ لحظه های بودنت استفاده کنم ،
فقط برای اینکه بتونم زنده بمونم ،
بتونم وجود داشته باشم...
بدون تو
من
شعری بی مفهوم
زنی خسته
بی تو
من
تمام هیچم:)
هیچ...
دیدگاه ها (۱)

زنِ عاشقهمانندتارِ پوسیده یگیلیم قدیمی خانه استبه هر جان کند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط