.

.
اغوش تو برایم امن ترین جای دنیاست
زن که باشی ، دست خودت نیست
گاهی دوست داری پناه ببری ، ضعیف باشی
دست خودت نیست ، زن که باشی . . . . . . . .
گهگاه حریصانه بو میکنی دستهایت را . . . . . .
شاید عطر تلخ و گس مردانه اش لا به لای
انگشتانت باقی مانده باشد
دست خودت نیست زن که باشی
گاهی رهایش میکنی پشت سرش اب میریزی
به این امید که اه خوشبخت باشد
دست خودت نیست زن که باشی
همه دیوانگی های عالم را بلدی
.
دیدگاه ها (۲)

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

رمان انتقام ازدواج کامل

شروع ✨ریندو سیگاری که گوشه لبش بود رو تو جاسیگاری انداخت کام...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 18زمانی که تمام وجود...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

.من زنمدست خودت نیستزن که باشیگاهی دوست داری تکیه بدیپناه بب...

من زنم …دست خودت نیستزن که باشیگاهی دوست داری تکیه بدیپناه ب...

من زنم … دست خودت نیست زن که باشی گاهی دوست داری تکیه بدی...

من زنم … دست خودت نیست زن که باشی گاهی دوست داری تکیه بدی پن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط