fake kook

fake kook
part*⁵⁷

بورا: خیلی خوش اومدین
تهیونگ: یونا خوابه
بورا: اره عزیزم
ا.ت و جونگکوک: عزیزم
بورا: مگه بهشون نگفتی
ا.ت: چیو
تهیونگ: نه نگفتم یادم رفت منو بورا یه سه سالی باهم ازدواج کردیم و حتی یه دختره کوچولوهم به اسم یونا داریم
کوک: من سه ساله دارم دنبال یه نقشه میکشم بیام تهیونگ بکشم نگو اینا ازدواج کردن بچه هم دارن
بورا: میدونستم اگه بفهمی ناراحت میشی
ا.ت: تهیونگ توچرا به من چیزی نگفتی که زن داری بچه داری
تهیونگ: نپرسیدی
ا.ت:من هنوز باورم نمیشه
کوک: فک کردی من باورم میشه
تهیونگ: نمیخواید دخترمو ببینید
ا.ت: کوک بریم ببینمش
کوک: 😳😳
بورا: داداشی ببخشید میدونم اگه بهت میگفتم مخالفت میکردی تهیونگ منو نزدیده بود خودم مجبورش کردم
ا.ت: کوک بلند شو دیگه
کوک: همم باشه
رفتیم نگاش کردیم
ا.ت: وایی چقدر خوشگله
کوک: همم ا.ت
ا.ت: جانم
کوک: خوشگله
ا.ت: اره
کوک: شنیدی میگن حلال زاده به داییش میره
ا.ت: جونگکوکا
کوک: 😅😂
ا.ت:😂
کوک: تو برادری نداری بچه ما به باباش میره
ا.ت: 😂😂
کوک: بچه دوس داری
ا.ت: خیلی
کوک: نمیخوای😂
ا.ت: جونگکوکا

#فیک
#سناریو
#کوک
دیدگاه ها (۱۰)

fake kookpart*⁵⁸یک هفته بعدتو ماشین بودیمکوک: نظرت چیه امروز...

fake kookpart*⁵⁹ا.ت: وایی کوککوک: چیشدها.ت: اون پسره نگاه هم...

fake kookpart*⁵⁶تهیونگ: رسیدیمکوک: بورا اینجاستتهیونگ: اره د...

تو مدرسه چیکار کنم چطور فیک بزارم یا اصلا نزارم نظرتون حتما ...

Love in the dark④⑤یک ماه بعد کوک: ممنون عزیزم شام خیلی خوشمز...

عشق دروغین

مامان ا. ت : ا. ت نگفته بودی که دوست پسر داری ولی پسر خوشگلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط