(قسمت چهارم )
(قسمت چهارم )
سخنان مادر و پدر اسیدپاش که خود را به مظلومیت زده و قربانی میدانستند آنقدر عجیب بود که به سختی میشد باور کرد اما در رسانههای داخلی به راحتی منتشر میشد. مثلا مادر مجید که روی آمنه اسیدپاشی کرده بود در گفتوگویی گفته بود: «اگر قصاص مجید اتفاق بیفتد، من باید خودم را بکشم. خون را که با خون جواب نمیدهند. یک کودک نابینا تحویل جامعه داده بشود؟ سربار جامعه شود؟! بعد از مردن من تکلیف این بچه چه میشود؟ تاوان اشتباه جوانها را باید خانوادهها بدهند؟!» حالا سال ۱۳۹۳ است و دیوانه و دیوانههایی مانند مجید در اصفهان بر صورت دختران اسید میپاشند، حالا همه دم از ناامنی میزنند، حالا همه میگویند اسیدپاشها باید اعدام شوند و حالا میگویند اشد مجازات برای آنها کم است. چه تفاوتی بین اسیدپاشی ۹۳ و اسیدپاشی ۸۳ است؟ آیا شایعه «احمقانه» اینکه اسیدپاشها قصد داشتند با این اقدام امر به معروف و نهی از منکر کنند، موجب شد مدعیان حقوق بشر این بار از حق و حقوق قربانیان اسیدپاشی سخن بگویند؟ آمنه بعد از بخشش گفته بود: «هیچ حقوق بشری که کشورهای دیگر از آن دم میزنند نیست که بتواند به من کمک کند». حالا چرا کسی از لایحه دفاعی مجید اسیدپاش با عنوان «اسیدپاش؛ مجرم یا قربانی» چیزی نمیگوید؟ چرا سخنان مجید الان خریدار ندارد؟ اینکه گفته بود: «این روزنامهها بودند که جنجال کردند، من کار بدی نکردم.
کارم بدتر از اسیدپاشی به صورت ۱۵ دختر در افغانستان نیست که این طور پروندهام را درشت کرده و هر روز با یک تیتر چاپ میکنند. حالا جامعه زیر بار قصاص چشمان من میرود اما اگر آمنه این کار را کرده بود طور دیگری با او برخورد میشد». قطعا اسیدپاش و اسیدپاشهای دیوانه اصفهان نیز از این حرفها، بسیار خواهند زد اما آیا روزهای سیاه قربانیان اسیدپاشی را کسی درک میکند؟ اگر آمنه قصاص میکرد دیگر سارا و ندا و مریم در اصفهان قربانی نمیشدند. کسانی که اقدام به اسیدپاشی کردهاند فقط صورت مردم را نشانه نگرفتهاند و روی امنیت نیز اسید میپاشند. یعنی باید ۱۰ سال طول میکشید تا روزهای زجرآور آمنه را به یاد بیاوریم؟ آیا فهم این موضوع که اجرای حکم مجید اسیدپاش مانع بزرگی برای سایر اسیدپاشها خواهد بود برای کسانی که عملا مدافع مجید اسیدپاش بودند سخت بود؟ موضوع این است که خیلیها این را میفهمیدند اما الان منافع جای دیگری است، گویا منفعت بعضیها بعد از حمایت از اسیدپاش و گذشت آمنه این است که علیه اسیدپاشها سر و صدا راه بیندازند
وبازهم همچنان ادامه دارد
سخنان مادر و پدر اسیدپاش که خود را به مظلومیت زده و قربانی میدانستند آنقدر عجیب بود که به سختی میشد باور کرد اما در رسانههای داخلی به راحتی منتشر میشد. مثلا مادر مجید که روی آمنه اسیدپاشی کرده بود در گفتوگویی گفته بود: «اگر قصاص مجید اتفاق بیفتد، من باید خودم را بکشم. خون را که با خون جواب نمیدهند. یک کودک نابینا تحویل جامعه داده بشود؟ سربار جامعه شود؟! بعد از مردن من تکلیف این بچه چه میشود؟ تاوان اشتباه جوانها را باید خانوادهها بدهند؟!» حالا سال ۱۳۹۳ است و دیوانه و دیوانههایی مانند مجید در اصفهان بر صورت دختران اسید میپاشند، حالا همه دم از ناامنی میزنند، حالا همه میگویند اسیدپاشها باید اعدام شوند و حالا میگویند اشد مجازات برای آنها کم است. چه تفاوتی بین اسیدپاشی ۹۳ و اسیدپاشی ۸۳ است؟ آیا شایعه «احمقانه» اینکه اسیدپاشها قصد داشتند با این اقدام امر به معروف و نهی از منکر کنند، موجب شد مدعیان حقوق بشر این بار از حق و حقوق قربانیان اسیدپاشی سخن بگویند؟ آمنه بعد از بخشش گفته بود: «هیچ حقوق بشری که کشورهای دیگر از آن دم میزنند نیست که بتواند به من کمک کند». حالا چرا کسی از لایحه دفاعی مجید اسیدپاش با عنوان «اسیدپاش؛ مجرم یا قربانی» چیزی نمیگوید؟ چرا سخنان مجید الان خریدار ندارد؟ اینکه گفته بود: «این روزنامهها بودند که جنجال کردند، من کار بدی نکردم.
کارم بدتر از اسیدپاشی به صورت ۱۵ دختر در افغانستان نیست که این طور پروندهام را درشت کرده و هر روز با یک تیتر چاپ میکنند. حالا جامعه زیر بار قصاص چشمان من میرود اما اگر آمنه این کار را کرده بود طور دیگری با او برخورد میشد». قطعا اسیدپاش و اسیدپاشهای دیوانه اصفهان نیز از این حرفها، بسیار خواهند زد اما آیا روزهای سیاه قربانیان اسیدپاشی را کسی درک میکند؟ اگر آمنه قصاص میکرد دیگر سارا و ندا و مریم در اصفهان قربانی نمیشدند. کسانی که اقدام به اسیدپاشی کردهاند فقط صورت مردم را نشانه نگرفتهاند و روی امنیت نیز اسید میپاشند. یعنی باید ۱۰ سال طول میکشید تا روزهای زجرآور آمنه را به یاد بیاوریم؟ آیا فهم این موضوع که اجرای حکم مجید اسیدپاش مانع بزرگی برای سایر اسیدپاشها خواهد بود برای کسانی که عملا مدافع مجید اسیدپاش بودند سخت بود؟ موضوع این است که خیلیها این را میفهمیدند اما الان منافع جای دیگری است، گویا منفعت بعضیها بعد از حمایت از اسیدپاش و گذشت آمنه این است که علیه اسیدپاشها سر و صدا راه بیندازند
وبازهم همچنان ادامه دارد
- ۸۹۳
- ۰۴ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط