تو آمدی

تو آمدی
و بی آنکه بدانی ،
خدا با تو برای من
یک بغل شعر نگفته فرستاد
حالا بنشین و تماشا کن
چگونه آیه آیه
کتاب رسالت تو را خواهم سرود ...
پیامبر از‌ همه‌ جا‌ بی‌ خبر‌ من !


#افشین_یداللهی#عاشقانه_ها
دیدگاه ها (۱)

▪ ️من #ذاڪر انـا الیہ الراجعونـممن #خاطراٺ جانگداز دشٺ خونم🍂...

از نسلِ باران از دو خورشیدیبابایِ تو یک شیر زن داردخون رگت ت...

باد مشتی ورق از دفتر عمر آورده استعشق سرگرمی سوزاندن این اور...

به شرط آبرو یا جان، قمار عشق کن با ما ...که ما جز باختنچیزی ...

🦚🦚🦚غم و شادمانی بسر می‌رودبه مرگ این دو از سر بدر می‌رود☝️چه...

" بارالها "زمین تنگ است و آسمان دلتنگ بر من خرده نگیر اگر نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط