تشنه به دوغ تازه
تشنه به دوغ تازه
در بازار دروازه تهران، یک شخص دوغ فروشی بود و دکانی داشت. برای جلب توجه مشتری و فروش دوغ، ملاقه پر از دوغ را از داخل ظرف بالا می آورد و خالی می کرد و صدا می زد: تشنه به دوغ تازه تشنه به دوغ تازه! جناب شیخ رجبعلی خیاط می گفت: وقتی این دوغ فروش از دنیا رفت، یک روزی رفتم سر قبرش، دیدم در داخل قبر (برزخی) هم می گوید: تشنه به دوغ تازه تشنه به دوغ تازه!
پس آن چه انسان در دنیا به آن عادت کرد و ملکه اش شد در برزخ همان همراه او هست و به آن خوی ها محشور می شود.
برگرفته از کتاب شریف تحفه معلم
در بازار دروازه تهران، یک شخص دوغ فروشی بود و دکانی داشت. برای جلب توجه مشتری و فروش دوغ، ملاقه پر از دوغ را از داخل ظرف بالا می آورد و خالی می کرد و صدا می زد: تشنه به دوغ تازه تشنه به دوغ تازه! جناب شیخ رجبعلی خیاط می گفت: وقتی این دوغ فروش از دنیا رفت، یک روزی رفتم سر قبرش، دیدم در داخل قبر (برزخی) هم می گوید: تشنه به دوغ تازه تشنه به دوغ تازه!
پس آن چه انسان در دنیا به آن عادت کرد و ملکه اش شد در برزخ همان همراه او هست و به آن خوی ها محشور می شود.
برگرفته از کتاب شریف تحفه معلم
- ۱.۲k
- ۲۳ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط