بی تو لبریزترین

بی تو لبریزترین
زمزمه ی بارانم
بُغض پاییزی ترین
پنجشنبه ی تهرانم
آشکارا همچو دریا
بی تعلق همچو باد
هیچم و
در لاک تاریک خودم پنهانم.................
#شهزاد
دیدگاه ها (۷)

اگر برگی فرو افتاد در این رسوائی ِ سر ریز غروب زرد نمایان شد...

دلم بی تابی ِ در تاب و تب بودن دلم بخوابی از یک واژه پیمود...

اگر باران بگیرد درداگر رسوا شود نامرداگر بغض گلوگیریشود فریا...

هوای دیده بارانی استدلم مات از پریشانی استدر این ابری مات از...

AR-Lp 36

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 30/___دیمین پشت فرمان ن...

๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ¹⁰⁰( هشت ماه بعد )...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط