سالیانی بی‌سبب از عشق پروا کرده بودم

سالیانی بی‌سبب از عشق پروا کرده بودم
عاشقت بودم، ولی بیهوده حاشا کرده بودم
آرزوی روشنِ روی تورا هرروز دیدن
با زبان حاشا، ولی در دل تمنّا کرده بودم
می‌شد از اوّل بگویم دوستت دارم، نگفتم
حرف باید می‌زدم، امّا تماشا کرده بودم
روزهای بی‌تو می‌شد روزهای با تو باشد
این‌همه سال از چه من امروز و فردا کرده بودم؟
دل‌سپردن‌های پیش از تو سراسر دردسر بود
خون‌دل‌ها خورده بودم،خون به‌دل‌ها کرده بودم
عشق امّا اتفاق اصلاً نمی‌افتاد بی‌تو
من تورا پیش از همه ای‌کاش پیدا کرده بودم
دیدگاه ها (۲۱)

با محبّت به دل سنگت اثر خواهم کرداز خیالت همه شب باز گذر خوا...

هنوز هم عاشقانه هایم را عاشقانه برای تو می نویسم ...هنوز هم ...

گاهی خوابت را می‌بینمبی‌صدابی تصویرمثل ماهی در آب‌های تاریک ...

نمی گویم همین شبهای ابرآلود برگردیتو فرصت داری اصلاً تا ابد....

از تو چه پنهان عاشقت بودم

برگشته ام یک بار دیگر، عاشقت گردم برگشته ام ، اما نمیدانی ، ...

برگشته ام یک بار دیگر، عاشقت گردم برگشته ام ، اما نمیدانی ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط