زندگی در کوله بارش،

زندگی در کوله بارش،
تا بخواهی زخم بود
این میان امّا به قدر سوزنی
مرهم نداشت ....

حسین_فروتن

https://t.me/chekamehaibaran
دیدگاه ها (۲)

بیچاره آهویی که صید پنجه شیریبیچاره تر شیری که صید چشم آهویی...

تـو به یک رنگین کمانبه یک پنجره پُر از عطرِ بـارانتـو به قدم...

هر کس بگوید سیگار را نمی شودترک کرد، دروغ می گوید!چرا که من ...

چادر مشکی به سر کردن سلاح مهر توستآخرش با دلبری این شهر را ب...

تو اما میان تمامِ این سیاهی‌ها، نور من هستی و چراغ راهم برا...

مثل آن #چایی که می چسبد به سرما بیشتربا همه گرمیم، با #دل ها...

جنوب قلب ایران است...وقتی صدای سنج و دَمام در کوچه‌ها می‌پیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط