𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟕

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟕
𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆

تهیونگ کمرشو از درد گرفته بود و وقتی شنید میخام با دوستم برم بیرون قیافشو عوض کرد و عادی شد

*با کی میخای بری؟!

+هییییی خاک به سرم تو مگه الان درد نداشتییییی.. مامان میبینی چقد خوب بازیگری میکنه

تهیونگ وقتی فهمید چیکار کرده دوباره کمرشو گرفت و گفت

*عایی نهه ببین دوباره درد گرفت..

+ایشش پاشو از اتاقم برو بیرون ببینممممممم میخام برم بیرون حاضر شمممم

تهیونگ از اتاق رفت بیرون و حین رفتن گفت

*دارممم براتتت.. منتظر باششش

(مونتظیر باش ماد... 🤣🤣)

تهیونگ از اتاق رفت بیرون.. سریع رفتم سمت گوشیم و به جونگکوک پیام دادم

"باشه.. میام"

پیام دادم و یه اهنگ گذاشتم

گوشیمو گذاشتم کنار و رفتم سراغ کمد..

همچنان داشتم دنبال یه لباس میگشتم که بسیار جذاب بنظر برسم
بعد یه لباس کوتاهههه پیدا کردم
خیلی قشنگ بود و یه کوچولوووو باز بود
ساعت 3 بود پس وقت داشتم برم اماده شم
سریع پوشیدمش و یه کت پشمی هم بود که قراره روی لباسم بپوشمش تا سرذم نشه
رفتم سراغ ارایش کردن..
یه ارایش ملایم کردم و موهای بلندو شکلاتیمو کرلی کردم

+پشمک چقد خوشگل شدم عررررر جونننن زن کی بودم مننننن

بعد از یک ساعت اماده شدم و با بادیگارم گفتم منو ببره به اون ادرس

وارد شدم قشنگگگگ بوی غذا میخورد بهم..

لونا تو دلش:وایییییی چه بوی خوبیی میدهه من اینجا تا بحال نیومدممم
نوچ نوچ این همه رستوران رفتم چرا اینجارو تابحال ندیده بودممم

رفتم و اطراف گشتم که جونگ کوک پیدا کردم

پرسنل اونجا کتم ازم گرفت

رفتم سمت میز که جونگکوک بلند شد و صندلیو برام عقب کشید(عایییی چه کصمانتیککک🤣😭)

_بفرمایید بانو

+ممنونم

لونا تو دلش: وایییییییییییییییییییی این الان به من گفت بانوووو...

لیلیللیلیلی زنش میشمممم

وای نه لونا اینا چیه داری میگی به خودت بیا دختر

_ممنونم که دعوتمو قبول کردی(لبخند)

+کاری نکردم که..(لبخند)

_خوب.. به درخواستم فکر کردی؟!

+اوممم
ن.. نه.. هنوز کامل بهش فکر نکردم

لونا تو دلش: پشمک چطوری بهش بگم باید ناز کنم؟ وایییی خدااا

جونگ کوک لبخند زد و گفت

_مشکلی نیست.. هروقت دربارش کامل فکر کردی بهم خبر بده(لبخند پررنگ)

_برای این دعوتت کردم که باهم اشنا بشیم
من جئون جونگ کوک هستم.. همونطور که میدونی شریک پدرت هستم..
25 سالمه و مافیا هستم..(و دوباره لبخند زد اونم از تهههه دللللل)

اسلاید اول لباس لونا
اسلاید دوم لباس کوک
اسلاید سوم کت پشمی ک لونا روی لباسش پوشید
دیدگاه ها (۰)

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟔𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆ویو جونگکوکتو اتاقم نشسته بودم که ...

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆ویو لوناوقتی اون حرفو زد یجوری شدم...

رمان دریای عشق پارت ۱۱( جهش زمانی به دیشب ) ویو جونگ کوک جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط