🌹 🍁 🍃 🍂 🌸

🌹 🍁 🍃 🍂 🌸
🍁 🌻 🍂
🍃 🍂
🌸
خورشید پشت پنجره‌ی پلکهای من
من خسته‌ام! طلوع کن امشب برای من

می‌ریزم آنچه هست برایم به پای تو
حالا بریز هستی خود را به پای من

وقتی تو دل خوشی، همه‌ی شهر دل خوشند
خوش باش هم به جای خودت هم به جای من

تو انعکاس من شده‌ای... کوه‌ها هنوز
تکرار می‌کنند تو را در صدای من

آهسته تر! که عشق تو جرم است، هیچ کس
در شهر نیست با خبر از ماجرای من

شاید که ای غریبه تو همزاد من باشی
من... تو... چقدر مثل تو هستم! خدای من!!
﴿نجمه زارع﴾

🇮 🇷 @afkarnews
دیدگاه ها (۱)

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

پارت ۲: انتخابی که برگشت ندارهسکوتِ اتاق فقط با صدایِ ریزِ ب...

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

استاد جئون part 4رینا: رسیدیم خونه جونگکوک الان باید می اومد...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط