گفتم : "بالاخره که فراموشش میکنی. اینجوری نمی مونه"

گفتم : "بالاخره که فراموشش میکنی. اینجوری نمی مونه"
نفس عمیقی کشید و گفت :

"یادِ بعضی آدما هیچوقت تمومی نداره؛
با اینکه نیستن، با اینکه رفتن، ولی هیچ وقت خاطره شون تموم نمیشه"

گفتم : ولی همین که نیستش، کم کم همه چی تموم میشه.
گفت : بودنِ بعضی از آدما، تازه از نبودنشون شروع میشه.....!
دیدگاه ها (۲)

☑️ نه با کسی بحث کننه از کسی انتقاد کنهرکی هرچی گفت بگو حق ب...

ﻗﺎﻟﯽ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ …..ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﯽ ﻭ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﻢ ﻭ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺑ...

ﺣـــــــﺲ نوشتن ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﯾڪ ﺩﻧﯿﺎ ﺣﺮﻑ •••••ﺍﻣﺎ ﺍین ﺑﺎﺭ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ...

خداوندا...ترس های بی دلیلم را که ریشه در باور ضعیفم دارد از ...

اینجوری هم نیست که یعدفه فراموشش کنی،مثلا اولش روزی سی بار ب...

خب..یه چیزی میخواستم بگم راجب یه سری آدما نمیدونم اون شخص ای...

پارت ۱۴: فرار به سویِ روشناییا.ت با نگاه به کدهایی که روی ما...

بچه هاااا فعلا برای پوستر باید وایسم تا محدودیت چت جی پی تیم...

باید یادبگیرے هرڪے ڪہ میاد یہ روزے میره..یہ سریا رو خدا میبر...

My professorChapter:2Part:99آخرین پرونده رو بستم و با خستگی ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³³...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما چند لحظه ساکت موند. اخمش هنوز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط