خانه دوست کجاست؟"

خانه دوست کجاست؟"
در فلق بود که پرسید سوار.

آسمان مکثی کرد.

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن‌ها بخشید

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت

نرسیده به درخت،

کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است

و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است

می‌روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر به در می‌آرد،

پس به سمت گل تنهایی می‌پیچی، ...دو قدم مانده به گل،

پای فواره جاوید اساطیر زمین می‌مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می‌گیرد.

در صمیمیت سیال فضا، خش‌خشی می‌شنوی:

کودکی می‌بینی

رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور

و از او می‌پرسی

خانه دوست کجاست
دیدگاه ها (۲)

.وقتی تو زندگیت یه دونه فقط رفیق با معرفت داشته باشی یعنی خو...

چشمهایِ تو جورِ دیگریست آدم هوس می کند بگوید دوستَت دارم

خانه دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار.آسمان مکثی کرد.رهگ...

خانه دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سوارآسمان مکثی کردرهگذر ...

خانه دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سوارآسمان مکثی کردرهگذر ...

خانه دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سوارآسمان مکثی کردرهگذر ...

«خانه دوست کجاست؟» در فلق بود که پرسید سوار.آسمان مکثی کرد. ...

«خانه دوست كجاست؟» در فلق بود كه پرسيد سوار.آسمان مكثي كرد. ...

خانه دوست کجاست ؟ در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد ...

خانه دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار.آسمان مکثی کرد.رهگ...

خانه دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سوارآسمان مکثی کردرهگذر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط