مکث سی ثانیه ای... تا که نگاهت بکنم

مکث سی ثانیه ای... تا که نگاهت بکنم
لحظه ای مکث کنم بعد صدایت بکنم
تا نفس هست درون ریه هایم بدوم
این محال است...مبادا که رهایت بکنم

فرصتی نیست ،نگاه تو گریزان شده است
مکث کن ثانیه ای... قفل به پایت بکنم
خسته ام بس که به دنبال تو گشتم همه جا
نفسی تازه کنم... بعد تمامت بکنم !

بزنم تیزی این خنجر آماده که هست
به کمر بسته شده تا که رهایت بکنم

بزنم تا که بیفتی به زمین سینه ستبر!
بزنم گرد زمین را ز تو راحت بکنم!

خنجرم پشت همین پیرهن وسوسه گر
هست کاری بتوانم که برایت بکنم؟! میشود چرخ زنان ناز کنم... خنده زنم
خنده را هدیه به چشمان خمارت بکنم
یافتم چشم تو را با همه ی درد سرش
تا که طناز چنین رقص برایت بکنم

بزنم جام به جامت و بگویم که بمان
بنشینم سر بازی و قمارت بکنم
تو نباید بشوی مال سیه موی بلند
تو فقط مال منی تا که نگاهت بکنم

دور دور آن زن زیبای سیه موی بلند
منتطر....وسوسه گر....مانده رهایت بکنم

آرزوی ته دل مانده ی من می خواهم
که برای همه رویای محالت بکنم
دیدگاه ها (۷)

صدایم می کنی آری ولی با واژه ی خواهراگرچه با منی اما دوباره ...

تو که کوتاه و طلایی بکنی موها رامنِ شاعر به چه تشبیه کنم یلد...

باز تابستانه ی آن تن کبابم کرده استتشنه ام، شهریور لبهات آبم...

❤️ℒℴνℯ❤️همین که باشی و تنها نباشم همین که باشی و دوستت داشته...

« چند پارتی تهیونگ »پارت سوم چند دقیقه بعد زنگ شروع کلاس خور...

« چند پارتی تهیونگ »پارت چهارماعتراف تهیونگ هنوز در هوا معلق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط