گاهدلت از سن و سالت م گرد

گاهي دلت از سن و سالت مي گيرد
ميخواهي کودک باشي
کودک به هر بهانه اي به آغوش غمخواري پناه مي برد
و آسوده اشک مي ريزد

بزرگ که باشي

بايد بغض هاي زيادي را بي صدا دفن کني ….
دیدگاه ها (۳)

کاش ميشد يک لحظه جايمان را با هم عوض کنيم شايد تو ميفهميدي چ...

فرض کن به عکاس بگويم تارهاي سپيد را سياه کند و چين و چروک ها...

مي شنوي ؟ ديگر صداي نفسم نمي آيدبه دار کشيده مرا بغض نبودنت ...

تنهايي يعني بعضي اشکاي بي دليل، بي‌بهانه، يه دفعه‌اي، نصف‌ ش...

اینو همین الان نوشتم به مناسبت ۲۵ تایی شدنمون

پارت ۲پست پنجره های خاموشهمه‌ی چیز برای ناروتو سیاه شد بعد ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط