گاهي دلت از سن و سالت مي گيرد

گاهي دلت از سن و سالت مي گيرد
ميخواهي کودک باشي
کودک به هر بهانه اي به آغوش غمخواري پناه مي برد
و آسوده اشک مي ريزد

بزرگ که باشي

بايد بغض هاي زيادي را بي صدا دفن کني ….
دیدگاه ها (۳)

کاش ميشد يک لحظه جايمان را با هم عوض کنيم شايد تو ميفهميدي چ...

فرض کن به عکاس بگويم تارهاي سپيد را سياه کند و چين و چروک ها...

مي شنوي ؟ ديگر صداي نفسم نمي آيدبه دار کشيده مرا بغض نبودنت ...

تنهايي يعني بعضي اشکاي بي دليل، بي‌بهانه، يه دفعه‌اي، نصف‌ ش...

روزگار...همبازی کودکان نشوچشم می گذاریلبخندی قایم می شود…گاه...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط