زورقی دور ز ساحل دارم

زورقی دور ز ساحل دارم
کوهی از یخ به مقابل دارم



دل خون گشته ز هجرت ای گُل
تا به زانو شده در گِل دارم



گر تو و عشق نباشی ای جان
من از این دهر چه حاصل دارم



جز صبوری به فراقت مًه من
چه توقع دگر از دل دارم



سائل عشقم و امید مدد
از نگاه شًه عاقل دارم
دیدگاه ها (۱۵)

💚 💖 💖

دل که عاشق شد ز نااهلان سرشتش شد جدامذهبش عشق است و راهش عشق...

شریف‌ترین دلهادلےاست کهاندیشه‌ےآزاردیگراندرآن نباشدشادکردن د...

نفسم نفس بیاور که دگر نفس ندارمبه هوای دیدن تو سر هیچکس ندار...

در این دنیای وا نفسا تو از حالم چه  می دانیبه دل داغی گران د...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

*ای دیده، بدار ماتم دل کو در خطری فتاد مشکل خون شد ز فراق ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط