#نفرتی_عاشقانه

#نفرتی_عاشقانه
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎𝟎

شیشه رو برداشت و با چشم های گریون به سمت شن ها و اب رفت.
نزدیک اب جایی که وقتی اب به بالا اومد پاهاشو خیس کنه نشست.
در شیشه ی سوجو رو با دندون ها تیزش با کرد هرچند که کمی درد داشت اما مهم نبود.
بدون اهمیت دادن به لیوانی که فروشنده داده بود از شیشه گرفت و چشم هاشو بست و خورد.
امشب بدترین جمله ی عمرش رو شنیده بود، جمله ای که تهیونگ بهش گفته بود.
اون مرد داشت پسرک رو به هرزه بودن تشبیه میداد اما پسر کوبید تو دهنش
دوباره شیشه رو بالا اورد و کمی خورد. با چشم های گریون شروع کرد به حرف زدن.

جونگکوک:خوب کاری کردم زدمت حرومزاده.
دیدگاه ها (۱)

ادامه ی پارت 𝟏𝟎𝟎ابِ سرد ساحل، نسیم ملایم شب که موهاشو به رقص...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎𝟏صداشو صاف کرد و با صدای بلند، همونطور...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎𝟎جونگکوک به تهیونگ نزدیک شد و از بازوش...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟗دختر کلافه و عصبی دستی توی موهاش فرو ک...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟕جونگکوک بعد از چند دقیقه موندن تو اب ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط