باز هم آب بهانه شد و یادت کردم

باز هم آب بهانه شد و یادت کردم
یادت افتادم و با گریه عبادت کردم

اشک‌ها ریختم و غسل شهادت کردم
روضه خوانت شدم وعرض ارادت کردم

تا بیفتد به من آن گوشه نگاهت، آنگاه
"هر که دارد هوس کرببلا بسم‌الله"

حرفی از کرب و بلا شد که دلم می‌لرزد
چشمم از اشک پُر و عکس حرم می‌لرزد

باز هم مرثیه در دست قلم می‌لرزد
کوه هم شانه‌اش از وسعت غم می‌لرزد

وقت پرواز شد و باز شنیدم در راه
"هر که دارد هوس کرب وبلا بسم‌الله"...
دیدگاه ها (۱)

ردیف شعرهایم بعد از این لبیک یا زینبکه از اول همین آخر همین ...

کفعمی در بلد الأمین فرموده این دعاء حضرت صاحب‏الأمرعلیه الس...

صبــر من، مـانند صبـر حضـرت ایـوب نیسـت !کـربــلا می خـواهــ...

سحر با باد میگفتم ،حدیث آرزومندی. . . بگفتا اربعین آمد، تو س...

🔴حکم قاطع انتقامبیانیه‌های حماسی و انقلابی و قاطع امام خامنه...

«ما یکی از نخستین خانواده هایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط