مادرم به من نگفت دوستم دارد

مادرم به من نگفت دوستم دارد
وقت نداشت
دستش همیشه بند بود
من اما
دوست داشتنش را
زنگ های تفریح
در سیب قرمزی که ته کیفم گذاشته بود
گاز می زدم

#رویا_شاه_حسین_زاده
#deep_feeling
دیدگاه ها (۳)

چیزی از این بهاردر آغوش من کم استتو نیستی و یکسرهاردی جهنم ا...

لازم نیست کسی بیاید و برود!اینجا کسی هستکه هر روز می رودهر ر...

یک زنی را می شناسمده تا دست دارداسمش مادر استفامیلی اشفداکار...

بهترین شاعرانبرای توصیف بهارواژه کم آورده اندخودت بگومن چگون...

موضوع:اگه بریم بغل شون و لپشونو گاز بگیریممایکی:وقتی میای بغ...

عشق فراموش نشدنی𝐎𝐧𝐞 𝐩𝐚𝐫𝐭::ویو ا.ت::داشتیم شام میخوردیم جو خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط