ملکه کشور
"ملکه کشور!.."
part.1۲🌿🕊️
تهیونگ: یعنی چی مگه ما هممون یه اکیپ نبودیم... بعد چجوری از هویت های هم خبر نداریم
کلارا: دنیا جای کثیفیه ولیعهد جون...
کاترین و سوفی نقشه رو بگید بهشون نا ندارم دیگه..
«سوفی یه برگه رو جلوشون گذاشت و کاترین شروع کرد»
کاترین: خب اولین کاری که باید بکنیم اینه که مکانشونو پیدا کنیم که خب کلارا با ردیابی که به جیمین وصل کرد تقریبا باید مطمئن باشیم که اونجان.. اما... جایی که نشون میدن دقیقا وسط دریاست
که خیلی عجیبه
کوک: پری دریاییَن مگه
«گوشی کلارا زنگ خورد»
کلارا: گاومون دوقلو زایید... رییس اینجا چیمیگه...
الو؟
رییس: تونستی پیداشون کنی؟
کلارا:تقریبا... اما مجبور شدیم از دونفر دیگه هم کمک بگیریم(ته و کوک منظورشه)
رییس: دونفر رو برات میفرستم... اونا میتونن کمک خوبی بهت بکنن
کلارا: اما...
رییس: ولی و اما نداره...الان کجایی
کلارا: توی کافه...
رییس: الان میفرستمشون اونجا یکیشون لباس ابی پوشیده یکیشونم مشکی.. ماسک و کلته مشکی هم دارن..
کلارا: هوفف.... باشه
بعد از نیم ساعت یکی با همون نشونیا وارد شد و اومد سمتمون و سر میزمون نشستن...
«هردو با بهت به کلارا و بچه ها نگاه میکنن»
کلارا: ؟؟؟ عام... حالتون خوب-
«ماسکو کلاهشون رو برمیدارن»
همه باهم: چیییی؟؟؟؟؟؟
کوک: هیونگ... شماها کجا اینجا کجا یعنی چی
تهیونگ: چرا همش دارم سوپرایز میشم تو این خراب شده
نامجون: خدا به دادم برسه... قراره با شماها همکاری کنم؟؟؟
جین: خوشحال باشید که با یه هندسامی مثل من قراره کار کنید
«کلارا زنگ میزنه به رییسشون»
کلارا:رییس مطمئنید درست فرستادید؟ این اسکلا راه میرن شصت پاشون میره تو چشمشون
جین:بی تر ادب...
نامجون: بده من گوشیو
کلارا: نکننن «جیغ» گوشیمو بدهه
رییس:روانی اید بخدا «قطع میکنه»
کلارا: بیا خاکتوسرت همینو میخواستی؟؟ اقا یعنی چی ما خودمون میتونستیم حل کنیم کارامونو شما چی میگیدد
نامجون حرفای کلارا رو به پشم سمت چپش نگرفت و گفت: وایسا ببینم این دوتا اینجا چیکار میکنن
جین: کدوم دوتا«رد انگشت اشاره ی نامجون رو میگیره» یا جد نبی... شما دوتا چص بچه چی میگید اینجا
کوک: تازه الان دیدیمون؟ :))
کلارا: خلاصه میگم کاترین دهن لقی کرد و به کوک گفت همچیو کوک هم همچیو گذاشت کف دست تهیونگ پس برانکه به فنا نریم گفتیم باید بیاین مثل ما مامور مخفی شید ازشونم تعهد گرفتم گوهی بخورن به درک واصلن
سوفی: اگه تهیونگ پسر عموی کلارا نبود همون موقع دوتاشون به درک واصل میشدن
تهیونگ: من اینجا چوکارم؟
کلارا: خب بسه... نامجون..تو چه کاری انجام میدی؟
نامجون: هکرم کسی رو دستم نمیاد و...
کلارا: خودشیفته«چشمقره» خب تو چی جین
جین: من یه مامور مخفیه سر اشپز توی اف بی ای بودم که ماموریتمو با موفقیت به پایان رسوند-
کلارا: اغراق نکنید بسه همینا
نامجون: چه بی تر ادب داریم حرف میزنیما
سوفی:بنظرم هیچی نگو.. اکیپتون با اکیپ ما مشکل داشت که هیچی الان هم تیمیمونم شدین تازه جیهوپ هم خیانتکار از اب در اومد کلارا صرفا به تنها کسی که تو اکیپتون اعتماد داشت جیهوپ بود
جین: خب الان شما با جیهوپ قطع ارتباط کردین؟
کلارا: چه سوال قشنگ،خوب و به جایی افرین باهات حال کردم... نه چون میفهمه به فنا میریم
باید همونطور مثل قبل باهاش رفتار کنیم اماااا شماها نباید کسی بویی ببره که اومدید تو تیم ما... هر چهارتاتون اوکی؟
part.1۲🌿🕊️
تهیونگ: یعنی چی مگه ما هممون یه اکیپ نبودیم... بعد چجوری از هویت های هم خبر نداریم
کلارا: دنیا جای کثیفیه ولیعهد جون...
کاترین و سوفی نقشه رو بگید بهشون نا ندارم دیگه..
«سوفی یه برگه رو جلوشون گذاشت و کاترین شروع کرد»
کاترین: خب اولین کاری که باید بکنیم اینه که مکانشونو پیدا کنیم که خب کلارا با ردیابی که به جیمین وصل کرد تقریبا باید مطمئن باشیم که اونجان.. اما... جایی که نشون میدن دقیقا وسط دریاست
که خیلی عجیبه
کوک: پری دریاییَن مگه
«گوشی کلارا زنگ خورد»
کلارا: گاومون دوقلو زایید... رییس اینجا چیمیگه...
الو؟
رییس: تونستی پیداشون کنی؟
کلارا:تقریبا... اما مجبور شدیم از دونفر دیگه هم کمک بگیریم(ته و کوک منظورشه)
رییس: دونفر رو برات میفرستم... اونا میتونن کمک خوبی بهت بکنن
کلارا: اما...
رییس: ولی و اما نداره...الان کجایی
کلارا: توی کافه...
رییس: الان میفرستمشون اونجا یکیشون لباس ابی پوشیده یکیشونم مشکی.. ماسک و کلته مشکی هم دارن..
کلارا: هوفف.... باشه
بعد از نیم ساعت یکی با همون نشونیا وارد شد و اومد سمتمون و سر میزمون نشستن...
«هردو با بهت به کلارا و بچه ها نگاه میکنن»
کلارا: ؟؟؟ عام... حالتون خوب-
«ماسکو کلاهشون رو برمیدارن»
همه باهم: چیییی؟؟؟؟؟؟
کوک: هیونگ... شماها کجا اینجا کجا یعنی چی
تهیونگ: چرا همش دارم سوپرایز میشم تو این خراب شده
نامجون: خدا به دادم برسه... قراره با شماها همکاری کنم؟؟؟
جین: خوشحال باشید که با یه هندسامی مثل من قراره کار کنید
«کلارا زنگ میزنه به رییسشون»
کلارا:رییس مطمئنید درست فرستادید؟ این اسکلا راه میرن شصت پاشون میره تو چشمشون
جین:بی تر ادب...
نامجون: بده من گوشیو
کلارا: نکننن «جیغ» گوشیمو بدهه
رییس:روانی اید بخدا «قطع میکنه»
کلارا: بیا خاکتوسرت همینو میخواستی؟؟ اقا یعنی چی ما خودمون میتونستیم حل کنیم کارامونو شما چی میگیدد
نامجون حرفای کلارا رو به پشم سمت چپش نگرفت و گفت: وایسا ببینم این دوتا اینجا چیکار میکنن
جین: کدوم دوتا«رد انگشت اشاره ی نامجون رو میگیره» یا جد نبی... شما دوتا چص بچه چی میگید اینجا
کوک: تازه الان دیدیمون؟ :))
کلارا: خلاصه میگم کاترین دهن لقی کرد و به کوک گفت همچیو کوک هم همچیو گذاشت کف دست تهیونگ پس برانکه به فنا نریم گفتیم باید بیاین مثل ما مامور مخفی شید ازشونم تعهد گرفتم گوهی بخورن به درک واصلن
سوفی: اگه تهیونگ پسر عموی کلارا نبود همون موقع دوتاشون به درک واصل میشدن
تهیونگ: من اینجا چوکارم؟
کلارا: خب بسه... نامجون..تو چه کاری انجام میدی؟
نامجون: هکرم کسی رو دستم نمیاد و...
کلارا: خودشیفته«چشمقره» خب تو چی جین
جین: من یه مامور مخفیه سر اشپز توی اف بی ای بودم که ماموریتمو با موفقیت به پایان رسوند-
کلارا: اغراق نکنید بسه همینا
نامجون: چه بی تر ادب داریم حرف میزنیما
سوفی:بنظرم هیچی نگو.. اکیپتون با اکیپ ما مشکل داشت که هیچی الان هم تیمیمونم شدین تازه جیهوپ هم خیانتکار از اب در اومد کلارا صرفا به تنها کسی که تو اکیپتون اعتماد داشت جیهوپ بود
جین: خب الان شما با جیهوپ قطع ارتباط کردین؟
کلارا: چه سوال قشنگ،خوب و به جایی افرین باهات حال کردم... نه چون میفهمه به فنا میریم
باید همونطور مثل قبل باهاش رفتار کنیم اماااا شماها نباید کسی بویی ببره که اومدید تو تیم ما... هر چهارتاتون اوکی؟
- ۵.۸k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط