این جشنها برای من آقا نمی‌شود

این جشنها برای من آقا نمی‌شود
شب با چراغ عاریه فردا نمی‌شود

خورشیدی و نگاه مرا می‌کنی ‌سفید
می‌خواستم ببینمت اما نمی‌شود

شمشیرتان کجاست؟ بزن گردن مرا
وقتی که کور شد گرهی وا نمی‌شود

یوسف! به شهر بی‌هنران وجه خویش را
عرضه مکن که هیچ تقاضا نمی‌شود

اینجا همه منند، منِ بی خیالِ تو
اینجا کسی برای شما ما نمی‌شود

آقا جسارت است ولی زودتر بیا
این کارها به صبر و مدارا نمی‌شود

تاچند فرسخی خودم ایستاده‌ام
تامرز یأس، تا به عدم، تا نمی‌شود

می‌پرسم ازخودم‌غزلی‌گفته‌ای‌ولی
با این همه‌ردیف،‌ چرا با نمی‌شود؟!

شیخ رضا جعفری
دیدگاه ها (۱)

.

دوستان عزیز روز جمعه تاریخ8اسفند یعنی امروزساعت 12 بیمارستان...

.

.

این جشنها برای من آقا نمی‌شود شب با چراغ عاریه فردا نمی‌شود ...

این جشنها برای من آقا نمی‌شود شب با چراغ عاریه فردا نمی‌شود ...

#سلام_فرمانده

این جشن‌ها براے من آقا نمی‌شود با این چراغها شب من پا نمی‌شو...

✍:میلاد نوشـــــت:⇩⇩⇩فرشتگان سما ائتلاف می کردندبه گرد بستر ...

داستان در مورد حسادت در زمان یکی از خلفا، مرد ثروتمندی غلامی...

انفجار بزرگ .گلشیری .پرسید: «قشنگه؟ هان؟»گفتم: «بله.»گفتم: «...

پردیس بیدل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط