فیکشن
☆Between Us☆
P♡6
___________
*همینطور که فکر میکردم متوجه شدم که بوی عطرش هنوزم توی سالن پیچیده...ازین عطر های گرون بود؟...
رینگ رینگ!...با شنیده شدن صدای زنگ تفریح همه ی دانش آموزا ها با چهره های خسته و خندون از کلاسا بیرون اومدن و بعضیا به طرف کلاس های دیگه و بعصیا به طرف حیاط با دوستاشون دست تو دست هم میرفتن...یه جین از کلاس خارج شد و سریع به طرفم اومد*
=...هی هاری...الان شیفت پسرا توی استخر دبیرستانه...نظرت چیه بریم و ببینیم؟
+استخر؟...مگه...دبیرستان استخر داره؟
=هی...اینجا یونگسانه...چرا نباید داشته باشه؟..برای هر رشته ورزشی یه سالن مخصوص هست....
+خب...من نمیدونستم
=بیا بریم...الان حتما دارن برای مسابقه تمرین میکنن...شناگرای اینجا واقعا جذابن
+...خب_
*یه جین بدون معطلی بازومو گرفت و به طرف استخر دبیرستان رفتیم...فکر میکردم چون شیفت پسراست اجازه ورود ندن بهمون ولی مثل اینکه این قانون فقط برای دخترا بود که تایم دخترا پسرا نمیتونستن وارد بشن ولی توی شیفت پسرا دخترا میتونستن برای تماشا بیان و از عمه عجیب تر توی استخر پر بود از دخترایی که با ذوق شناگر های مورد علاقشون که اکثرا ارشد مدرسه بودن رو تشویق میکردن و براشون جیغ میکشیدن...به لطف یه جین و نفوذش توی مدرسه تونستیم روی ردیف اول بشینیم...نیمکت ها کوچیک بود و همه توی هم بودیم مخصوصا با تکون خوردن دخترای کناریم حالم دیگه داشت بد میشد ولی باز هم به نظر نگاه کردن شناگر ها باحال به نظر میومد مخصوصا برای من که تا حالا تمرین شناگر هارو از نزدیک ندیده بودم و فقط فیلم مسابقات رو از تلویزیون کوچیک قدیمی ای که توی خونمون توی بوسونگ بود دیده بودم*
*بعد از چند دقیقه شناگر های اصلی از اتاق رختکن بیرون اومدن و همه دخترا شروع به جیغ زدن میکردن..از بین جمعیت و بین بازو هاشون تونستم فقط یکی رو ببینم...همون پسره...شناگر مسابقه بود؟به خاطر همین قدش اینقدر بلند بود و...هیکل رو فرمی داشت؟...بدون اینه خودم بدونم با چشمای از حدقه درومده بهش زل زده بودم که چطور خونسرد و بدون ذره ای توجه به بقیه حوله رو روی شونش انداخت و مشغول اماده شدن برای تمرین شد*
=جذابه نه؟...
+چ..چی...منظورت چیه
=کیم تهیونگ...مگه نمیدونی؟...تقریبا همه این دخترا به خاطر اون دارن جیع میکشن...خانوادتن خیلی پولدارن و صاحب چندتا شرکت خیلی بزرگن...بهش نگاه کن...قیافش بالغ تر از بقیس...راستش ۲۰ سالشه...بقیه ارشد ها بین ۱۸ و ۱۹ سالشونه ولی کیم تهیونگ به خاطر اینکه چندسال رو تو نیوزلند و فرانسه تحصیل کرده کمی براش استثنا قائل شدن تا توی سال اخر دبیرستان باشه...یجورایی یه سال دیرتر مدرسه رو شروع کرد
[دستان خوب حمایت کنید پارت های بیشتری بزارم✨️🙃🫧]
#فیکشن_بیتیاس#فیکشن_بی_تی_اس#فیک#جیمین#جونگکوک#تهیونگ#جین#نامجون#شوگا_یونگی#مین_یونگی#کیم_تهیونگ#جئون_جانگکوک#بی_ال#فیکشن#مافیا#ازدواج_اجباری#فیکشن
P♡6
___________
*همینطور که فکر میکردم متوجه شدم که بوی عطرش هنوزم توی سالن پیچیده...ازین عطر های گرون بود؟...
رینگ رینگ!...با شنیده شدن صدای زنگ تفریح همه ی دانش آموزا ها با چهره های خسته و خندون از کلاسا بیرون اومدن و بعضیا به طرف کلاس های دیگه و بعصیا به طرف حیاط با دوستاشون دست تو دست هم میرفتن...یه جین از کلاس خارج شد و سریع به طرفم اومد*
=...هی هاری...الان شیفت پسرا توی استخر دبیرستانه...نظرت چیه بریم و ببینیم؟
+استخر؟...مگه...دبیرستان استخر داره؟
=هی...اینجا یونگسانه...چرا نباید داشته باشه؟..برای هر رشته ورزشی یه سالن مخصوص هست....
+خب...من نمیدونستم
=بیا بریم...الان حتما دارن برای مسابقه تمرین میکنن...شناگرای اینجا واقعا جذابن
+...خب_
*یه جین بدون معطلی بازومو گرفت و به طرف استخر دبیرستان رفتیم...فکر میکردم چون شیفت پسراست اجازه ورود ندن بهمون ولی مثل اینکه این قانون فقط برای دخترا بود که تایم دخترا پسرا نمیتونستن وارد بشن ولی توی شیفت پسرا دخترا میتونستن برای تماشا بیان و از عمه عجیب تر توی استخر پر بود از دخترایی که با ذوق شناگر های مورد علاقشون که اکثرا ارشد مدرسه بودن رو تشویق میکردن و براشون جیغ میکشیدن...به لطف یه جین و نفوذش توی مدرسه تونستیم روی ردیف اول بشینیم...نیمکت ها کوچیک بود و همه توی هم بودیم مخصوصا با تکون خوردن دخترای کناریم حالم دیگه داشت بد میشد ولی باز هم به نظر نگاه کردن شناگر ها باحال به نظر میومد مخصوصا برای من که تا حالا تمرین شناگر هارو از نزدیک ندیده بودم و فقط فیلم مسابقات رو از تلویزیون کوچیک قدیمی ای که توی خونمون توی بوسونگ بود دیده بودم*
*بعد از چند دقیقه شناگر های اصلی از اتاق رختکن بیرون اومدن و همه دخترا شروع به جیغ زدن میکردن..از بین جمعیت و بین بازو هاشون تونستم فقط یکی رو ببینم...همون پسره...شناگر مسابقه بود؟به خاطر همین قدش اینقدر بلند بود و...هیکل رو فرمی داشت؟...بدون اینه خودم بدونم با چشمای از حدقه درومده بهش زل زده بودم که چطور خونسرد و بدون ذره ای توجه به بقیه حوله رو روی شونش انداخت و مشغول اماده شدن برای تمرین شد*
=جذابه نه؟...
+چ..چی...منظورت چیه
=کیم تهیونگ...مگه نمیدونی؟...تقریبا همه این دخترا به خاطر اون دارن جیع میکشن...خانوادتن خیلی پولدارن و صاحب چندتا شرکت خیلی بزرگن...بهش نگاه کن...قیافش بالغ تر از بقیس...راستش ۲۰ سالشه...بقیه ارشد ها بین ۱۸ و ۱۹ سالشونه ولی کیم تهیونگ به خاطر اینکه چندسال رو تو نیوزلند و فرانسه تحصیل کرده کمی براش استثنا قائل شدن تا توی سال اخر دبیرستان باشه...یجورایی یه سال دیرتر مدرسه رو شروع کرد
[دستان خوب حمایت کنید پارت های بیشتری بزارم✨️🙃🫧]
#فیکشن_بیتیاس#فیکشن_بی_تی_اس#فیک#جیمین#جونگکوک#تهیونگ#جین#نامجون#شوگا_یونگی#مین_یونگی#کیم_تهیونگ#جئون_جانگکوک#بی_ال#فیکشن#مافیا#ازدواج_اجباری#فیکشن
- ۳.۱k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط