پارت ۷ فیک عشق آنیا
پارت ۷ فیک عشق آنیا
و به ۳ نکشیده خوابم برد
~ویو صبح~
از خواب بیدار شدم و دیدم تهیونگ داره زنگ میزنه
~مکالمه~
آنیا : سلامممم
تهیونگ : سلام پرنس من خوبی
آنیا : میسییی
تهیونگ : اخ قربونت برم منن
آنیا : خودا نکنه
تهیونگ : من میام دنبالت تا باهم بریم اوک ؟
آنیا : باشه ولی کجا ؟
تهیونگ : بریم خرید
آنیا : باش خداحافظ
تهیونگ : بای
~پایان مکالمه ~
و سریع رفتم دوش گرفتم و لباس پوشیدم
(عکس میدم)
و رفتم دیدم تهیونگ پایینه
تهیونگ : سلامممم
آنیا : سلامم
تهیونگ : بریم زیبا
آنیا : بریممممم
و ...
#عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین 🍓
و به ۳ نکشیده خوابم برد
~ویو صبح~
از خواب بیدار شدم و دیدم تهیونگ داره زنگ میزنه
~مکالمه~
آنیا : سلامممم
تهیونگ : سلام پرنس من خوبی
آنیا : میسییی
تهیونگ : اخ قربونت برم منن
آنیا : خودا نکنه
تهیونگ : من میام دنبالت تا باهم بریم اوک ؟
آنیا : باشه ولی کجا ؟
تهیونگ : بریم خرید
آنیا : باش خداحافظ
تهیونگ : بای
~پایان مکالمه ~
و سریع رفتم دوش گرفتم و لباس پوشیدم
(عکس میدم)
و رفتم دیدم تهیونگ پایینه
تهیونگ : سلامممم
آنیا : سلامم
تهیونگ : بریم زیبا
آنیا : بریممممم
و ...
#عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین 🍓
- ۳۷۳
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط