عشق اول و اخر p5
عشق اول و اخر p5
خوب کجا بودیم اها
خوش بودیم که یهو یه دختره امد گفت : سلام جونگ کوکم
نمی دونم چرا حس کردم رگای گردنم زده بیرون ( 😅😂)
+ : ایشون کی هستن ؟
دختره امد پیش کوک و خودشو چسبونده بود به کوک 😠
× : ایشون خواهرم هستن جینا . و جینا ایشون ا.ت هستن برای کارای شرکت امده کمکم .
وقتی گفت خواهره کوکه خیالم راحت شد ولی من چم شده بود ؟ کوک رو دوست داشتم ؟ نه عمرا . نمیشه اون می خواست پدرم رو بکشه .
× : من میرم بیرون و شما رو تنها می زارم .
ویو کوک
چرا یه حسی به من میگفت وقتی خواهرم رو دید قرمز شده بود ؟ ( ا.ت رو میگه ) ولی دختر خوبیه .
ویو ا.ت
کوک رفت . ( بگو اقای کوک 😡 ) خواهر کوک ، جینا گفت :
÷ : خوش وقتم ( بچه ها من از معلم فارسیم پرسیدم خوش بختم اشتباهه خوش وقتم درسته )
+ : همچنین 🙂
÷ : ا.ت فکر کنم کوک از تو خوشش میاد چون اون اصلا دختر باز نیست .
+ : نه اون جوری که تو فکر میکنی نیس
و ماجرا رو براش تعریف کردم .
÷ : ولی یه حسی بهت داره ( کلا همه نسبت به حس خودشون عمل می کنن 😂 ) اخه برای کوک مهم نیست کی زندس کی مرده اون یکی از بزرگ ترین مافیا هاس .
+ : از خودش و خونش معلومه که خیلی پولدارین .
÷ : چند سالته ؟
+ : من ۲۲ سالمه . تو چی ؟
÷ : من ۲۵ سالمه
+ : با اینکه ازم بزرگ تری ولی حس خوبی بهت دارم ( 😂 از کلمه حس چند بار استفاده کردی ؟ ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ بار 🤣 )
÷ : منم همین طور . من میرم تو راحت باش و استراحت کن .
ویو جینا
ا.ت دختره خوبیه باید یه کاری کنم هم کوک از ا.ت خوشش بیاد هم ا.ت از کوک ( عجب خواهر باحالی داره این کوک 😅😂 )
ویو ا.ت
خمارییییی 😂😂
برای p6 ۱۵ تا لایک ۱۰ تا کامنت
کامنت بزارین بچه ها 🥺❤️
و اینکه پیام بازرگانی هام رو دوست داشتید ؟؟؟؟؟
کامنت 😈
😂😅
❤️🍫
خوب کجا بودیم اها
خوش بودیم که یهو یه دختره امد گفت : سلام جونگ کوکم
نمی دونم چرا حس کردم رگای گردنم زده بیرون ( 😅😂)
+ : ایشون کی هستن ؟
دختره امد پیش کوک و خودشو چسبونده بود به کوک 😠
× : ایشون خواهرم هستن جینا . و جینا ایشون ا.ت هستن برای کارای شرکت امده کمکم .
وقتی گفت خواهره کوکه خیالم راحت شد ولی من چم شده بود ؟ کوک رو دوست داشتم ؟ نه عمرا . نمیشه اون می خواست پدرم رو بکشه .
× : من میرم بیرون و شما رو تنها می زارم .
ویو کوک
چرا یه حسی به من میگفت وقتی خواهرم رو دید قرمز شده بود ؟ ( ا.ت رو میگه ) ولی دختر خوبیه .
ویو ا.ت
کوک رفت . ( بگو اقای کوک 😡 ) خواهر کوک ، جینا گفت :
÷ : خوش وقتم ( بچه ها من از معلم فارسیم پرسیدم خوش بختم اشتباهه خوش وقتم درسته )
+ : همچنین 🙂
÷ : ا.ت فکر کنم کوک از تو خوشش میاد چون اون اصلا دختر باز نیست .
+ : نه اون جوری که تو فکر میکنی نیس
و ماجرا رو براش تعریف کردم .
÷ : ولی یه حسی بهت داره ( کلا همه نسبت به حس خودشون عمل می کنن 😂 ) اخه برای کوک مهم نیست کی زندس کی مرده اون یکی از بزرگ ترین مافیا هاس .
+ : از خودش و خونش معلومه که خیلی پولدارین .
÷ : چند سالته ؟
+ : من ۲۲ سالمه . تو چی ؟
÷ : من ۲۵ سالمه
+ : با اینکه ازم بزرگ تری ولی حس خوبی بهت دارم ( 😂 از کلمه حس چند بار استفاده کردی ؟ ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ بار 🤣 )
÷ : منم همین طور . من میرم تو راحت باش و استراحت کن .
ویو جینا
ا.ت دختره خوبیه باید یه کاری کنم هم کوک از ا.ت خوشش بیاد هم ا.ت از کوک ( عجب خواهر باحالی داره این کوک 😅😂 )
ویو ا.ت
خمارییییی 😂😂
برای p6 ۱۵ تا لایک ۱۰ تا کامنت
کامنت بزارین بچه ها 🥺❤️
و اینکه پیام بازرگانی هام رو دوست داشتید ؟؟؟؟؟
کامنت 😈
😂😅
❤️🍫
- ۴.۳k
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط