نگاهم که میکنی؛
نگاهم که میکنی؛
بربادمیروم،
حیای ریخته درچشمانت،_
شرم گونه هایم رابه سخره میگیرد،
دستانم رادخیل میبندم به آغوشت _
وباسرانگشتانم کتیبه های تنت رامرور میکنم!
بیمناکم از تلنگر نوازش دستانم_
براین حریر قیمتی!
وآفتابی که بی ملاحظه طلوع میکند!
بربادمیروم،
حیای ریخته درچشمانت،_
شرم گونه هایم رابه سخره میگیرد،
دستانم رادخیل میبندم به آغوشت _
وباسرانگشتانم کتیبه های تنت رامرور میکنم!
بیمناکم از تلنگر نوازش دستانم_
براین حریر قیمتی!
وآفتابی که بی ملاحظه طلوع میکند!
- ۲۱۰
- ۱۷ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط