پارت 17

پارت 17

ویو ا. ت

سوار هواپیما شدم و زمانی که به فرانسه میرسم 14 ساعت دیگست (از گوگل اطلاعات کامل آوردم 😂)

ویو نامجون

من و لینا دیروز ازداوج کردیم امروز قراره زودتر برم خونه چون دلم برای لینا تنگ شده سوار ماشین شدم و رفتم سمت خونه بعد از چند دقیقه رسیدم خونه پیاده شدم و در خونه رو باز کردم لینا داشت با تلفن حرف میزد و متوجه اومدن من نشد ولی تا صدای در رو شنید تلفن رو قطع کرد
(لینا~ نامجون +)

~ سلام عشقم خسته نباشی

+ ممنونم عزیزم کی بود داشتی باهاش حرف میزدی؟

~هی.. هیچکس یکی از.... دوستام

+آها کدوشون؟

~ام... لونا

+ باشه عزیزم

ذهن نامجون

چرا لکنت گرفته بود؟ یعنی داشت با کی حرف میزد؟
بهش شک کردم فردا به یه نفر میگم بیاد شنوت بزاره چون رفتارش عجیب بود و تا جایی که میدونم دوستی به اسم لونا نداشت

ذهن لینا

داشتم با لی یون حرف میزدم ( لی یون رییسشه) که یهو نامجون اومد خیلی ترسیدم که نکنه نقشه رو فهمیده باشه وقتی باهاش حرف میزدم لکنت گرفتم که یجوری نگام میکرد و ازم پرسید اسم دوستم چیه اون لحظه تنها اسمی که به ذهنم اومد لونا بود ولی من دوستی به اسم لونا نداشتم و حس کردم بهم شک کرده.......  

شرایط
19 لایک
2 فالوور

#سناریو #تک_پارتی #بی_تی_اس
دیدگاه ها (۶)

p2☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونارفتم که اماده بشم اون دوتا اسک...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

dark love

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای آزار دهنده ی زنگ ساعت گوشیم ، دستم رو...

#موکل_خطرناک_من #رمان_درخواستی. پارت5ویو اتلپ ه...

مربی موتور سوار

وقتی بهت خیانت کرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط