نا گزیر به رفتن که باشی
نا گزیر به رفتن که باشی ...
راه باشد یا بیراه ...
خواهی رفت ...
چمدانی سنگین از عکسها و خاطرهها در دست ...
و سراب دیداری دوباره پیش رو ...
گاه مینشینی ...
نگاه ات به دوردست غرقِ تخیّل ...
تبخیر میشوی ...
میباری ...
با خود سخن میگویی ...
و چنان در گذشته قدم میزنی ...
که دیگر حال پرسه در حال را نداری ...
افسوس ...
ناگزیر به رفتن که باشی ...
خواهی رفت ...
راه باشد یا بیراه ...
خواهی رفت ...
چمدانی سنگین از عکسها و خاطرهها در دست ...
و سراب دیداری دوباره پیش رو ...
گاه مینشینی ...
نگاه ات به دوردست غرقِ تخیّل ...
تبخیر میشوی ...
میباری ...
با خود سخن میگویی ...
و چنان در گذشته قدم میزنی ...
که دیگر حال پرسه در حال را نداری ...
افسوس ...
ناگزیر به رفتن که باشی ...
خواهی رفت ...
- ۱۰۶
- ۰۲ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط