بآس‌جمع‌کُنیم‌بریم‌از‌این‌آسایشگاه‌

بآس‌جمع‌کُنیم‌بریم‌از‌این‌آسایشگاه‌
دُکترگفته‌روزا‌میتونی‌بری‌کآر‌کُنی‌‌
شبآ‌بیای‌هَمینجا‌بخوآبی‌
خیلی‌بِهترم‌
توئم‌دیگه‌َنترس‌من‌نمیام‌دآد‌بزنم‌سَرت‌ نمیامَم‌دورت‌بگردم‌
نمیام‌اونقد‌بِخَندونمت‌که‌ضَعف‌کُنی‌
نمیآم‌بشینم‌بغل‌دستت‌تو‌ماشینِت‌و‌
سَر‌هر‌پیچ‌مآچِت‌کُنم
نمیام‌برات‌شعر‌بخونم‌ .. 🦋🌸‘
شبآ‌نمیام‌اونقد‌بگم‌میشه‌دِلبَرانه‌بنگری‌
که‌کلافه‌شی‌
نمیام‌بمونم‌کنارت‌و‌شب‌تا‌صُبح‌نیگات‌کنم‌
بس‌که‌مآهی‌وَقتی‌خوابی
میرم‌گم‌و‌گور‌میشم‌ته‌مَهآی‌شَهر‌ ..
جَدیدیِ‌‌از‌من‌بهتره‌میدونم‌دیدم‌تو‌عَکسآ
ببخش‌اگه‌نبودم‌اونی‌که‌میخواستی‌
دوس‌داشتم‌باشم‌بلد‌نبودم‌
توئم‌دیگه‌فکر‌من‌نباش‌
غُصه‌نخور‌
نیا‌از‌پشت‌میله‌های‌آسایشگاه‌یواشکی‌نیگام‌کُن‌خوبَم
خیال‌کُن‌دیوونه‌یه‌شَب‌خوابید‌تو‌حوض‌خالی
مورچه‌ها‌خاک‌ریختن‌روش‌ .. 🙂☁️🌿
کلاغ‌واسش‌مرثیه‌خوند‌
برف‌اومد‌
هَمه‌یادشون‌رفته‌من‌رو‌
تو‌هم‌بخند‌و‌بگذر‌و‌فراموش‌کن‌که‌دنیا‌محل‌گُذره‌
حالا‌که‌تموم‌شده‌بذار‌این‌خط‌آخر‌نامه‌
بگم‌برات‌می‌ارزید‌
اون‌روزا‌به‌این‌شبا‌می‌ارزید‌‌
گفتم‌که‌بدونی‌پشیمون‌نیسم‌
فقط‌دیگه‌نیسم‌
خستم‌‌میخوام‌چآرتا‌پاییز‌بخوابم‌ .. 🌱☁️
دیدگاه ها (۶۰)

داشتَم‌باهآش‌مِنچ‌بازی‌میکردَم‌هَمش‌شش‌میاورد‌گُفتَم‌کاش‌تو‌...

هیچ‌چیز‌تو‌دُنیا‌بَدتَر‌از‌مَعمولی‌شُدن‌برای‌کَسی‌نیست‌تَبدی...

تو‌مَرا‌آزُردی‌‌که‌خودَم‌کوچ‌کُنَم‌اَز‌شَهرَت‌تو‌خیالَت‌راحَ...

یِ‌حِسی‌دارَم‌‌ ..مِثل‌ساییده‌شُدَنِ‌زانو‌رو‌فَرشیا‌کِشیده‌ش...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹ اقای جئعون تازه از ح...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:2ویو بنگچانحالم خوب نبود و خیلی خسته بودم پس ب...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴ مادربزرگ یه دقیقه گیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط