صد فصل بهار آید و 

صد فصل بهار آید و 
بیرون ننهم گام!

ترسم که بیایی تو و
در خانه نباشم...


| وحشی بافقی |
دیدگاه ها (۱)

یک نفر ، تنها یک نفراز تمام جهان کافی ا‌ستکه ایمان بیاوریزند...

#شعر رقصِ واژه هاستکلید رادر جمجمه ام بچرخان و داخل شوبه آغو...

حالم این روزا حالِ خوبی نیستمثل حالِ عقاب «بی‌پرواز»شکلِ ...

قصه‌ی روز و شب من سخنی مختصر است: روز در خوابِ خیالاتم و...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط