دلم میخواست خوشه انگوری بودم

دلم میخواست خوشه انگوری بودم
در دستهای گرم تو...

هم دستت ،
هم گلویت ،
هم نگاهت ،
و هم ، دلت
پیش من بود..

کاش انگوری بودم در دستهای گرم تو ...
به جای هر چه هستم و خواهم شد!

وقتی نمیشود دوست تو باشم ،
کاش خوشه انگوری بودم ،
دانه دانه میخوردی... .

کاش میوه ای بودم ،
در دستهای نازنین تو ،

در حنجره ات
و لبخندت....

و تمام من ، تمام میشد ،
با تو ،
فقط با #تو ! ....
دیدگاه ها (۲)

برای شناختن ﺁﺩﻣﻬﺎﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻋﺠﻠﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ،ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ، ﺫﺍﺕ ﺗﮏ ﺗﮏ ﺁﺩ...

بــعــضـی وقــتــا تــنــها نــیــازمــون،بــودن ڪــســیه ڪـ...

آمد #دل ببرد ؛ #جان را برد ،،،!

دلم میگیرد،او هست من هستم اما...قسمت

برده عمارت جئون

سناریو: (وقتی دوست پسرته و برای اولین بار....)وقتی دوست پسرت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط