مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

در گوشه ای پنهان از دلش امیدی موذی و وسوسه گر همچنان کمین

در گوشه ای پنهان از دلش امیدی موذی و وسوسه گر همچنان کمین کرده بود و هرگز خیال نداشت میدان را خالی کند.
.
.
زنی بودم
حل شده در نگاهی که مرا نمیخواست
زنی هستم
منتظر نگاهی که هر روز مرا میخواهد؛
اما دلش هر شب در نگاه دیگری خانه میکند.
دیدگاه ها (۷)

هیچ کس از من مراقبت نکرد مثل تکه یخ عریانی که وسط آفتاب داشت...

.روزگار بوی جنگ می داد؛ قلب او بوی زندگی دستانم سرد بودند قل...

او هزار زن در یک بدن بود.هم زمان شکننده و قوی،شیرین و سرکشطو...

تکاپو پارت 45=پژواک عشق,در ساحلی دور از هم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط