چقدردوست داشتم یک نفرازمن می پرسید:

چقدردوست داشتم یک نفرازمن می پرسید:
چرانگاه هایت آنقدرغمگین است؟
چرالبخندهایت آنقدرتلخ وبیرنگ است؟
اماافسوس که هیچ کس نبود...
همیشه من بودم وتنهایی پرازخاطره...
آری باتو هستم...!
باتویی که ازکنارم گذشتی...
وحتی یک بارهم نپرسیدی
چراچشمهایم همیشه بارانیست
گاهی بادویدن
برای رسیدن به کسی،

نفسی برای ماندن
درکناراونخواهی داشت،

پس باکسی بمان
که نصف راه رابه سمتت دویده باشد...
دیدگاه ها (۶)

چقدردوست داشتم یک نفرازمن می پرسید:چرانگاه هایت آنقدرغمگین ا...

گاهی بادویدنبرای رسیدن به کسی،نفسی برای ماندن درکناراونخواهی...

گاهی بادویدنبرای رسیدن به کسی،نفسی برای ماندن درکناراونخواهی...

گاهی بادویدن برای رسیدن به کسی،نفسی برای ماندن درکناراونخواه...

گاهی بادویدن برای رسیدن به کسی،نفسی برای ماندن درکناراونخواه...

گاهے بادویدن برای رسیدن بهـ کسے نفسے برای ماندن درکناراونخوا...

کاش امروزاتفاق قشنگی می‌افتاد؛مثلا کمی نگرانم می‌شدییا اصلا ...

#تکست_عاشقانه

#تکست_عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط