رمانزیبای ماه
رمان:زیبای ماه🍃
پارت دوم
تهیونگ:کوک رو از خواب بیدار کردم و رفتم دوش بگیرم و لباسم رو انتخاب کنم که..
یکی در زد
کوک:من در و باز میکنم تو برو حموم
جیمین:میتونم بیام تو
کوک:اره حتما
جیمین:ببخشید مزاحم شدم تهیونگ کجاست؟
کوک:رفته دوش بگیره هیونگ
جیمین:اوه خواستم بگم اون روز ته ازم خواست لباسم رو بهش قرض بدم هروقت اومد بیرون بهش بگو که براش اوردم
کوک:باشه حتما
(ته از حموم اومد و لباس تو دست کوک رو نگاه کرد)
کوک:ک تهیونگ اینو هیونگ داد
ته:اع ازش تشکر کردی خودم بهش گفتم بده بهم
کوک:برای چی خواستیش؟؟
ته:خواستم لنگشو بگیرم و بدم به اعضا همه ست کنیم برای کنسرت😁
کوک:اع واقعا ولی عکس هیونگ روشه اخه🤭
ته:میدونم میگم برای هرکی عکس خودشو بزنه😊
کوک:اوه خیلی خوب میشه اونجوری همه دیگه درگیر لباس نمیشن بهشون گفتی؟
ته :موقع رفتن بیرون میگم
کوک :اوکی ساعت۴:۳۰برم زود امادع شم پنج باید بریما
ته:برو اماده شو منم میرم پایین تا به همه بگم
(لباس و ته گذاشت تو کوله پشتی همراهش ببره و رفت پایین )
ته:سلام مجدد بچه ها😀
اعضا:سلام
نامجون:از این تیپت خوشم میادااا😉
ته:اوه ممنونم اما قابل داره چون لباس مورد علاقمه🥲🤣
همه اعضا:🤣🤣
(کوک)
با خودم تو فکرم لباس چی بپوشم الان عوو راستی ی شلوار خریده بودم از پاریس با لباس ستشون اون کجاست عا ایناهاش
لباسمو پوشیدمو رفتم پیش اعضا که دیر نشه
(حال)
کوک:من اومد😀🙃
یونگی:چه عجب ساعت۵دقیق اومدی😂😉
اعضا:🤣🤣
ته:خب من غذا همراهم کلی برداشتم پول هم برداشتم بریم خرید
جیهوپ:منم پولم رو برداشتم بریم؟
ته:با ماشین کی بریم؟
نامجون:با ماشین من😂
ته:منظورت همون دوچرخته🤣🤣
اعضا:🤣🤣
کوک:با ماشین من و جیمین بریم
اعضا:باشه بریم دیر نشه
ادامه دارد.....
خدافظ تا پارت بعدی😁
پارت دوم
تهیونگ:کوک رو از خواب بیدار کردم و رفتم دوش بگیرم و لباسم رو انتخاب کنم که..
یکی در زد
کوک:من در و باز میکنم تو برو حموم
جیمین:میتونم بیام تو
کوک:اره حتما
جیمین:ببخشید مزاحم شدم تهیونگ کجاست؟
کوک:رفته دوش بگیره هیونگ
جیمین:اوه خواستم بگم اون روز ته ازم خواست لباسم رو بهش قرض بدم هروقت اومد بیرون بهش بگو که براش اوردم
کوک:باشه حتما
(ته از حموم اومد و لباس تو دست کوک رو نگاه کرد)
کوک:ک تهیونگ اینو هیونگ داد
ته:اع ازش تشکر کردی خودم بهش گفتم بده بهم
کوک:برای چی خواستیش؟؟
ته:خواستم لنگشو بگیرم و بدم به اعضا همه ست کنیم برای کنسرت😁
کوک:اع واقعا ولی عکس هیونگ روشه اخه🤭
ته:میدونم میگم برای هرکی عکس خودشو بزنه😊
کوک:اوه خیلی خوب میشه اونجوری همه دیگه درگیر لباس نمیشن بهشون گفتی؟
ته :موقع رفتن بیرون میگم
کوک :اوکی ساعت۴:۳۰برم زود امادع شم پنج باید بریما
ته:برو اماده شو منم میرم پایین تا به همه بگم
(لباس و ته گذاشت تو کوله پشتی همراهش ببره و رفت پایین )
ته:سلام مجدد بچه ها😀
اعضا:سلام
نامجون:از این تیپت خوشم میادااا😉
ته:اوه ممنونم اما قابل داره چون لباس مورد علاقمه🥲🤣
همه اعضا:🤣🤣
(کوک)
با خودم تو فکرم لباس چی بپوشم الان عوو راستی ی شلوار خریده بودم از پاریس با لباس ستشون اون کجاست عا ایناهاش
لباسمو پوشیدمو رفتم پیش اعضا که دیر نشه
(حال)
کوک:من اومد😀🙃
یونگی:چه عجب ساعت۵دقیق اومدی😂😉
اعضا:🤣🤣
ته:خب من غذا همراهم کلی برداشتم پول هم برداشتم بریم خرید
جیهوپ:منم پولم رو برداشتم بریم؟
ته:با ماشین کی بریم؟
نامجون:با ماشین من😂
ته:منظورت همون دوچرخته🤣🤣
اعضا:🤣🤣
کوک:با ماشین من و جیمین بریم
اعضا:باشه بریم دیر نشه
ادامه دارد.....
خدافظ تا پارت بعدی😁
- ۷۴۸
- ۲۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط