به کسی که با تو هرشب، همه شوقِ گفت‌وگو بود

به کسی که با تو هرشب، همه شوقِ گفت‌وگو بود
چه رسیده است کامشب، سرِ گفت‌وگو ندارد

#حسین_منزوی
دیدگاه ها (۰)

ماكاشفان كوچه‌های بن‌بستيمحرف‌های خسته‌ای داريماين‌بار پيامب...

من از شکار نکردن شما از اینکه شکارم نبوده اید" شکارید" حسین ...

تا زنده‌ام که هیچ، به من اعتماد کنمی‌میرم و میان کفن عاشقِ ت...

أقولُ" أحِبُّك"في زَمن يَخْجِلُ الناس مِنَ الْحُبلايَخْجِلون...

من شوق فکر تو در سر دارم...

شوق دیدار توسر رفت زِپیمانه ی ماکِی قدم می نهیای شاه به ویرا...

تو مثل خنده گلمثل خواب پروانهتو مثل آنچه ناگفتنی ستزیبایی......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط