مافیای من

مافیای من
پارت7
ویو ا/ت
میحاستم پاشم که یهو افتادم تو بغل جیمین
سریع رفتم کنار صورتم قرمز شده بود داشتم از خجالت اب میشدم
(ا/ت خجالتی)
جیمین: ادمین ساکت
(حالا که جیمین میگه چشم)
جیمین: ا/ت چرا خجالت میکشی
ا/ت:چرا نکشم
جیمین: از الان یکی قانونا میشه که از من خجالت نکش
ا/ت: با.. شه
پرش زمان به ۴روز بعد
(ازگشادی منه خلاصه میکنم) 😐
ویو ا/ت
از خواب بیدار شدم باصورت تکیبی از کیوت هات جیمین مواجه شدم
ا/ت: بیداررررررششییید ساعت دوازدههههههه
جیمین تهیونگ: خوابم میاد بزا بخوابم
ا/ت خدمتکاررررررررر من قشنمهعههههههههههههههههه
خدمتکار: الان غذاتونو میارم
(خدمتکار بیچاره)
تهیونگ: درد فیکتو بویس
خدمتکار غذامو اورد خوردم
تهیونگ و جیمین بیدار شدن رفتن صبحونشونو خوردن
اومدن پیشم
ا/ت: جیمین الان باید خوب شده باشم یه بار دیگه امتحان کنم
جیمین: باشه حواسم بهت هست
بعد پاشدم تونستم راه برم
ا/ت: ممنون که یه مدت ازم مراقبت کردین
من برم تو اتاقم
جیمین: کجا با این عجله همین جا میمونی از این به بعد اینجا اتاق دوتامونه
ا/ت: چشـ... ــم
داشتم رفتم که اب بخورم که چیزی که دیدم
فک کنم دیگه هیچ وقت یادم نره.....
ادامه دار
پارت بعدو امروز میزارم میخام از پارت بعد شرت بزارم تا اینجا شرت نداشته
دیدگاه ها (۲)

مافیای منپارت8ویو ا/ت داشتم می رفتم اب بخورم که دیدمفک کنم د...

لباس ا/ت تو پارت 8

مافیای من پارت 6ویو جیمین وقتی بیدار شدم خاستم برم صبحونه ...

مافیای من پارت5ویو جیمین خاستم بخوابم که صدای تیر اومد رفتم...

Part 3 ا،ت ویو از خواب بیدار شدم دیدم اون مرتیکه نیست حالم ب...

سناریو درخواستی BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط