خواهری داد می زد گریه می کرد،می گفت:می خواهم صورت برادرم

خواهری داد می زد گریه می کرد،می گفت:می خواهم صورت برادرم

را ببوسم... اجازه نمی دهند

یکی گفت:خواهرش است،مگر چه اشکالی دارد؟بگذارید برادرش راببوسد.

گفتند:شما اصرار نکنید نمی شود...ا

این شهید سر ندارد ....!

میدونم با گذاشتن این عکس اخطار میگرم ولی باز ارزششو داره.
ali
دیدگاه ها (۵)

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

part:11&: ا/ت، نمی‌خوای بلند بشی؟ همه دارن نگامون می‌کنن. «خ...

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

007-پنهان در مه - پارت ۶۱

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط