P
P3🦋
-{درو باز کرد} بفرمایید داخل آقای دکتر
~ممنون{میره تو}
-از این طرف نارا اینجاست
~عا عا نارا کوچولو چیشده
&چیزی نیست من خوبم بابا الکی شلوغش کرده
-این الکیه نارا؟
~خوب وایسا ببینیم چیشده{میاد سمتش و نبضشو چک میکنه}
~نارا نبضت خیلی کنده
-این خیلی بده؟
~نه نه نه چیز خاصی نیست
-هوف
~دخترم نفس عمیق بکش{گوشی پزشکی رو میزاره رو قلبش}
&{نفس عمیق میکشه}
~بسیار خوب دراز بکش
-اقای دکتر چیشده
~چیز خاصی نیست یه شک ساده بود الان یه سرم میزنم تا حالش کاملا خوب بشه
-مطمئنین؟
~بله البته خوب سرمم زدم دخترم شعی کن به خودت زیاد فشار نیاری و استراحت کنی
&چشم ممنون
-من بدرقتون میکنم
~ممنون
-اقای دکتر شما راستشو نکفتین درسته؟
~بله متاسفانه حالا نارا اصلا خوب نیست و بیشتر رگای قلبش بسته شده اما چون توی این دوره روحیه برای بیمار خیلی مهمه مجبور شدم این طوری بگم
-الان...الان چی میشه
~نگران نباشید آقای جانگ با قرصای که تجویز میکنم میشه کنترش کرد اما
-اما چی
~دلیل تمام این شکا و گرفتگی رگ ها فقط یه دلیل داره
-چی
~استرس و اظتراب یا افسردگی آقای جانگ شما باید بیشتر از اینا مراقبش باشین منطورم از مراقبت مراقبت جسمی نیست مراقب روحش باشین
-حق با شماست من قول میدم که از این به بعد بیشتر مراقبش باشم
~خیلی خوبه امیدوارم حال نارا هر چه زودتر خوب بشه و اینکه این نسخه رو هم حتما بهش بدین
-چشم خیلی ممنون
~خدا نگهدار{رفت}
-هی تو بیا اینجا
÷بله قربان
-برو این نسخه رو بگیر و زود برگرد
÷چشم
&بابا
-جانم اومدم{اشکاشو پاک کرد و رفت پیش نارا}
&بابا
-بله{نشست پیشش و دستشو گرفت}
&دکتر چی گفت
-همونای که به تو گفت
&بابا منو گول نزن من که میدونم دکتر حقیقتو نگفت
-عزیزم تو به اینا فکر نکن الان فقط باید استراحت کنی{پتو رو بیشتر میکشه روش}
& اما بابا
-بخواب دخترم
&باشه{آروم آروم خوابش میبره}
ادامه دارد...
-{درو باز کرد} بفرمایید داخل آقای دکتر
~ممنون{میره تو}
-از این طرف نارا اینجاست
~عا عا نارا کوچولو چیشده
&چیزی نیست من خوبم بابا الکی شلوغش کرده
-این الکیه نارا؟
~خوب وایسا ببینیم چیشده{میاد سمتش و نبضشو چک میکنه}
~نارا نبضت خیلی کنده
-این خیلی بده؟
~نه نه نه چیز خاصی نیست
-هوف
~دخترم نفس عمیق بکش{گوشی پزشکی رو میزاره رو قلبش}
&{نفس عمیق میکشه}
~بسیار خوب دراز بکش
-اقای دکتر چیشده
~چیز خاصی نیست یه شک ساده بود الان یه سرم میزنم تا حالش کاملا خوب بشه
-مطمئنین؟
~بله البته خوب سرمم زدم دخترم شعی کن به خودت زیاد فشار نیاری و استراحت کنی
&چشم ممنون
-من بدرقتون میکنم
~ممنون
-اقای دکتر شما راستشو نکفتین درسته؟
~بله متاسفانه حالا نارا اصلا خوب نیست و بیشتر رگای قلبش بسته شده اما چون توی این دوره روحیه برای بیمار خیلی مهمه مجبور شدم این طوری بگم
-الان...الان چی میشه
~نگران نباشید آقای جانگ با قرصای که تجویز میکنم میشه کنترش کرد اما
-اما چی
~دلیل تمام این شکا و گرفتگی رگ ها فقط یه دلیل داره
-چی
~استرس و اظتراب یا افسردگی آقای جانگ شما باید بیشتر از اینا مراقبش باشین منطورم از مراقبت مراقبت جسمی نیست مراقب روحش باشین
-حق با شماست من قول میدم که از این به بعد بیشتر مراقبش باشم
~خیلی خوبه امیدوارم حال نارا هر چه زودتر خوب بشه و اینکه این نسخه رو هم حتما بهش بدین
-چشم خیلی ممنون
~خدا نگهدار{رفت}
-هی تو بیا اینجا
÷بله قربان
-برو این نسخه رو بگیر و زود برگرد
÷چشم
&بابا
-جانم اومدم{اشکاشو پاک کرد و رفت پیش نارا}
&بابا
-بله{نشست پیشش و دستشو گرفت}
&دکتر چی گفت
-همونای که به تو گفت
&بابا منو گول نزن من که میدونم دکتر حقیقتو نگفت
-عزیزم تو به اینا فکر نکن الان فقط باید استراحت کنی{پتو رو بیشتر میکشه روش}
& اما بابا
-بخواب دخترم
&باشه{آروم آروم خوابش میبره}
ادامه دارد...
- ۱.۷k
- ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط