فیک : ددی مافیایی من
فیک : ددی مافیایی من
پارت : ۳۶
جیا ویو :
یکم اونور تره ماشین ایستاده بودم و داشتم نگاهشون میکردم
جیا : چه زوجه دوست داشتنی ای (لبخند)
( داشتم همینطور بهشون با لبخند نگاه میکردم که دیدم یه ماشینه ــــــــــــــ ( یه ماشینی تصور کنید 😂🗿) مشکی جلویه پام ایستاد که دیدم دره ماشین باز شد و تهیونگ ازش اومد بیرون
تهیونگ رو که دیدم لبخندم پر رنگتر شد
تهیونگ : اومممم خانم خوشگله میخواید برسونمتون؟
جیا : برو اقا مزاحم نشو من خودم دوست پسر دارم
تهیونگ : اوووو حالا دوست پسره این خانمه خوشگل کیه؟
جیا : معلومه دیگه
جیا : یه پسره خشنه با دستایه کشیده و پر از رگ و موهایه فره
تهیونگ : اووو چه مرده جذابیه
جیا : بله معلومه که جذابه و اسمه اون مردم کیم تهیونگه و ددیه خشنه منه ( چشمک)
تهیونگ : اخخخ که قربونت برم من ( خدا نکنه پسرم🗿) بیبی گرلم بدو بیا بغلم
جیا : باشه ددی ( ایششش چندش😐)
( اینو که گفتم رفتم بغلش که یاده این افتادم که اون اینجا چیکار میکنه
سریع ازش جدا شدم)
تهیونگ : بیبی چی شد؟
جیا : تو اینجا چیکار میکنی؟
تهیونگ : چی؟
جیا : اوفففف میگم که چرا اومدی اینجا؟
تهیونگ : قبل از اینکه بیای اینجا میدونستم که اگه به هم اعتراف کنن باید کلی باهم کیس برن و اینجور چیزا برایه همین خودم اومدم دنبالت
جیا : اها
تهیونگ : الان جین و اون دختره کجان؟
جیا : درحاله لب گرفتنن😐😑
تهیونگ : اوفففف بیبی منم دلم میخواد.....
جیا : ..................................
پارت : ۳۶
جیا ویو :
یکم اونور تره ماشین ایستاده بودم و داشتم نگاهشون میکردم
جیا : چه زوجه دوست داشتنی ای (لبخند)
( داشتم همینطور بهشون با لبخند نگاه میکردم که دیدم یه ماشینه ــــــــــــــ ( یه ماشینی تصور کنید 😂🗿) مشکی جلویه پام ایستاد که دیدم دره ماشین باز شد و تهیونگ ازش اومد بیرون
تهیونگ رو که دیدم لبخندم پر رنگتر شد
تهیونگ : اومممم خانم خوشگله میخواید برسونمتون؟
جیا : برو اقا مزاحم نشو من خودم دوست پسر دارم
تهیونگ : اوووو حالا دوست پسره این خانمه خوشگل کیه؟
جیا : معلومه دیگه
جیا : یه پسره خشنه با دستایه کشیده و پر از رگ و موهایه فره
تهیونگ : اووو چه مرده جذابیه
جیا : بله معلومه که جذابه و اسمه اون مردم کیم تهیونگه و ددیه خشنه منه ( چشمک)
تهیونگ : اخخخ که قربونت برم من ( خدا نکنه پسرم🗿) بیبی گرلم بدو بیا بغلم
جیا : باشه ددی ( ایششش چندش😐)
( اینو که گفتم رفتم بغلش که یاده این افتادم که اون اینجا چیکار میکنه
سریع ازش جدا شدم)
تهیونگ : بیبی چی شد؟
جیا : تو اینجا چیکار میکنی؟
تهیونگ : چی؟
جیا : اوفففف میگم که چرا اومدی اینجا؟
تهیونگ : قبل از اینکه بیای اینجا میدونستم که اگه به هم اعتراف کنن باید کلی باهم کیس برن و اینجور چیزا برایه همین خودم اومدم دنبالت
جیا : اها
تهیونگ : الان جین و اون دختره کجان؟
جیا : درحاله لب گرفتنن😐😑
تهیونگ : اوفففف بیبی منم دلم میخواد.....
جیا : ..................................
- ۱۶.۲k
- ۰۲ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط