وقتی بابات میپرسه این چیه رو گردنت

وقتی بابات میپرسه این چیه رو گردنت


نامجون:نگران نباشید قبلش چندتا کتاب و مقاله خوندم در موردش

جین:داشت بچه رو می خوابوند گردنش خورد تو سر تخت

یونگی:یعنی میخواید بگید اجازه ندارم با زنم انجام بدم؟؟؟

جیهوپ:من بوسش کردم ولی نگران نباشید من ادم با ملاحضه ایم

جیمین:زنمه هااااااااا!!!

تهیونگ:نمدونم حتما خورده به جایی ولی من بچه پاکیم

جونگکوک:اولن بوسش کردم دومن شما کی باشی دست رو زن من بلند کنی؟؟؟؟؟

⠀⠀⠀*💜∴。 .∴💜*。
.💜*‥*💜∵💜*‥*💜。
💜゜ '💜゜ ゚💜
💜* 💜𝗕𝗧𝗦⟭⟬💜 *💜
'💜。 9ᏆᎻ . 💜゜
⠀*💜. ᎪᏁᏁᎥᏉᎬᏒᎦᎪᏒᎽ💜*
⠀⠀ ∵💜。 🎁 .💜∵
⠀⠀⠀ '*💜💜💜*゜
دیدگاه ها (۰)

مافیای خونی part(26)ویو هلیانشستیم دیدم صدای زنگ در امد منو ...

My daddy 😈🍷Part:¹⁰جیمین:خب من میخواستم بگم امشب و باهام میای...

part ۱۹: ویو جنا : رفتیم امارت مایک من زود رفتم اتاقو لباسام...

پارت سیزدهم

مثه مردم بیدار بمونین بخونین وگرنه نمینویسم🗿💔🤌فراتر از دوستی...

پارت ۱۵

فیک بخاطر تو پارت ۳۱از زبان اتصبح های هر روز مثل همیشه می‌گذ...

×قسمت یازدهم ×پارت دواعصابم خراب شده بودکلافه رفتم کلاس و تا...

✨🌱✨#ناحله #قسمت_سی_و_دوم +دختر جون گوشیت ک خودشو کشت بیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط