اومدم به مامانم میگم :باید برای عید سقف اتاقمو رنگ کنم.

اومدم به مامانم میگم :باید برای عید سقف اتاقمو رنگ کنم.
مامانبزرگم از اون طرف برگشته میگه :مگه میشه سقف اتاقتو برداری؟
من دیگه حرفی ندارم یک ساعت سکوت......!.!.!.!
دیدگاه ها (۱)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

کوک شوهر کینه ای Part84

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

خاطرات یک داروساز🌱💚اسم آهنگ: Shape of youبچه ها احتمالا این ...

《🍻  ❤️  😈ملکه مافیا😈   ❤️   🍻》#part4بعد یه دقیقه میکشیم عقب ...

ترکم نکن

سلام سلام چطورید من اومدمممممممممم ولی این دفعه شرط ها رو می...

Part 1از دید میزوکی هیوتاشی تاحالا شدهصبح، ساعت 6 صبح، با خو...

Otagh baghli Part⁶¹ «از زبانِ راوی »تهیونگ تک خنده ای کرد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط