(شعر از خودم،لطفا با سوز بخونید)

(شعر از خودم،لطفا با سوز بخونید)
می سوزم و می سازم، با هر چه که می دانم ×
می گویم و می گریم ، در عشق تو حیرانم ×
می خوانم و می نالم ، فریاد بسی دارم ×
می دانی و می دانم ، رفته سر و سامانم ×
می خندم و می رقصم، مبهوت و پریشانم ×
دیوانه ام و یاغی ، ولگرد بیابانم ×
می خوابم و بیدارم ، خود هیچ نمیدانم ×
آشفته ی این حالم، یا مست و پریشانم ×
می گریم و می نالم بر این دل بیمارم ×
تیمار نخواهد شد ، می داند و می دانم ×
می پرسم از این قلبم الفت به که می گیری ×
بر کافر و بر ظالم ، بر قاتل این جانم ×
می گردم و می پویم، تا بل ز دو پا افتم ×
آرام همی گیرم ، آن دم که به زندانم ×
می گویم و می گویند بس کن دگر ای لالی ×
بس کردم و جان دادم، دادم به که یزدانم ×
(قالب شعر غزل ،لطفا نظر دهید)
دیدگاه ها (۱۵۲)

(شعر از خودم) تقدیم به دوستان بختیاری:تیارا،مجتبی،اسماعیل،مه...

( دو بیتی از خودم )از آن روزی که دلبر دل ز من برد*غمش سنگ...

احساس خوبی دارم....

احساس خوبی ندارم....

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط