آغا رفته بودیم مشهد این جلو این مغازه هایی که عکس میزنن ر
آغا رفته بودیم مشهد این جلو این مغازه هایی که عکس میزنن رو بشقاب
اینا بابام واساده به پسره میگه: اقا عکسو رو در قندونم میزنین!!
یارو گفته نه!
بابام اومده به من میگه: حیف شد!
میگم: چرا؟؟؟
میگه: هیچی میخواسم بدم عکستو رو در قندون بزنن دیگه بچه ها دور قندون نرن!!!!
خدایی بابای با محبته من دارم
اینا بابام واساده به پسره میگه: اقا عکسو رو در قندونم میزنین!!
یارو گفته نه!
بابام اومده به من میگه: حیف شد!
میگم: چرا؟؟؟
میگه: هیچی میخواسم بدم عکستو رو در قندون بزنن دیگه بچه ها دور قندون نرن!!!!
خدایی بابای با محبته من دارم
- ۱.۱k
- ۲۶ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط