باز باران شبانه..می نوازد ماهرانه..روی طبل سنگ و شیشه..ضر

باز باران شبانه..می نوازد ماهرانه..روی طبل سنگ و شیشه..ضربه هایش دانه دانه... با خیالم زیر باران میروم..تا ته باغ قشنگ آرزوها می دوم..محو رقص باد و باران می شوم.. باز باران خیس آبم میکند.. غرق رویاهای نابم می کند.. توی کوچه زیر باران..دست من در دست یار..خنده هایش بی امان من بی قرار..بی قرار لحظهء بیداریم..خسته از تکرار مشق زاریم..پنجره یک باره روشن می شود..بسته تر چشم تر من می شود..باز باران..من زیر سقف این اتاق..بی تو و سردی و بی نور چراغ...ای کاش می ماندم توی خواب زیر باران توی باغ...
دیدگاه ها (۱۱)

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۲)

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 20سلیا بود!سلیا با لبخندی بزرگ ...

چشم تیله ای تقریبا مدت زیادی میشد که تو جنگل انبوه از درخت و...

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

پارت:¹°°°°°باران با بی‌رحمی به پنجره‌های بلند عمارت جئون می‌...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت اول«بعضی شب‌ها، شروعِ یک اتفاق‌...

#درخواستی#انعکاس_خشم#پارت¹قطرات درشت باران پاییز با ضرب‌آهنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط