روزها یکی پس از دیگری به پایان

روزها یکی پس از دیگری به پایان

می رسند

و در پی روزها

عمر من

خسته نباشی سرنوشت

می بینی؟! دست در دستان تو

تمام راه را بیراهه رفتم

شنیدم کسی میگفت

چشمانت را ببند

اعتماد کن

به قیمت تمام روزهای رفته

چشم هایــم را بستم

اعتماد کردم

بهای سنگینی داشت اعتماد

روزی... چشمانم را باز کردم

چیزی به نام " عشـــــق "

در راهِ همپا شدن با تو!!!!!!!!
دیدگاه ها (۱۱)

داشتم از علاقه ام میگفتمحرفم را قطع کردگفت من یکی را دوست دا...

برگردمیخواهم به زنده شدنِبعد از مرگایمان بیاورم!!!!!!!!

ابراهیم نیستم اما کودک درونم راقربانی کسی کردم که ارزششکمتر ...

آنگاه که مردبر دوش زنی تکیه نـکند به فلج اطفالمبتلا می شود ب...

خسته نباشی سرنوشت ...!!روزها یکی پس از دیگری به پایان می‌رسن...

سه سال و یک ماه و شانزده روز و چهار ساعت… این شمارش معکوسِ ت...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط