نیامدی و نَچیدی اَنار سرخی را

نیامدی و نَچیدی اَنار سرخی را


که ماند بر سر این شاخه
تا زمستان شد.
دیدگاه ها (۱)

به نسیمِ نگهت بیدِ دلم می لرزدپایه‌ی دینِ من از بوسه‌یِ تو...

یا دست رفاقت نده و دست نگهدار.. یا تا تَهِ خط حُرمتِ این دست...

‏هر دلی از سوز ما، آگاه نیستغیر را در خلوت ما، راه نیستحال ب...

باد صبحی به هوایت ز گلستان برخاست که تو خوشتر ز گل و تازه‌تر...

سرخی آتش به روی ماهِ رخسارت چکیدباید از آن گونه های تو انار ...

دوست دارم یک دانه انار که بوی خوب پاییز می ده درختش مثل یک ا...

این جمعه هم نیامدی ولی جمعه بعدی منتظرم ✨

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط