مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

ازدواج سوری پارت 41

ازدواج سوری پارت 41

رفتیم داخل صدای موزیک پیچیده بود(اسلاید بعد) که مینا یه لحظه هم صب نکرد و فوری رف وسط منم رفتم سمت میز بار
+ چی میخورید؟
ـ سانشاین با یخ
+ چشم
تا اورد شروع کردم به خوردن
بطری تموم شد رفتم وسط قر دادن
ویو تهیونگ
نیانگ ـ مامان چیزی نفهمید؟
ـ نه
نیانگ ـ بابا میشه من امشب خونه دایی رایدس بمونم
ـ باشه فقط اذیت نمکنی اونجا باشه؟
نیانگ ـ کومو
ـ اخ دختر خوشگل من
نیانگ ـ من میخوام برای مامان مایک بخرم تو چی؟
ـ من بیین دستبند و گردنبند موندم
نیانگ ـ بنظرم اگر گردنبند ست روباه و گرگ گیرت اومد بگیر
ـ یعنی گیر میاد؟
نیانگ ـ اوهوم
ـ خب اول بریم مایک بخریم
نیانگ ـ باشه بریم
رفتیم سمت لوازم خانگی و سه تا مایک مثل هم خریدیم مال من مشکی مال ات سبز مال نیانگ هم قرمز
نیانگ ـ واای من نمیتونم تا چهارشنبه صبر کنم...خیلی ذوق دارم
ـ مگه قراره اونجا باشی؟
نیانگ ـ یعنی نباشم؟*با بغض*
ـ نه نه من منظورم این نبود فقط میتونی سمت رخکن اون برا باشی
نیانگ ـ همونم خوبه فقط میخوام خودم کادوی خودمو به مامان بدم
ـ باشه
ویو مینا
ات مست مست بود
بایدم همین طور باشه چون با خوردن یه بطری کامل ادم مس میشه دیگه
ات رف پیش مین یونگ که پای سیستم بود مس اینکه به شدت جوگیر بود تا ات اونجا وایساد همه ی پسرا سریع گوشی به دست هجوم آوردن نزدیکش اما با رعایت فاصله
مث چیچی قر میداد همه ی اهنگا رو هم بلد بود
وایب یه مافیای رو میداد که اومده تو دیسکویی که به نام خودشه و مین یونگ دی جی شخصیشه واقعا وایب خوبی میداد
دیدگاه ها (۰)

ازدواج سوری پارت 42ویو تهیونگ نیانگ گشنش بود برای همین رفتیم...

ازدواج سوری پارت 43ویو تهیونگماسکمو در اوردم ات ـ مگ تو تا د...

ازدواج سوری پارت 40ـ یعنی بریم؟ منا ـ جفتشون دیر میان ـ مقصر...

ادیتم نظر بدین

𝐋𝐈𝐋𝐈:: 𝐁𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐭𝐰𝐨 𝐰𝐨𝐫𝐥𝐝𝐬𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:: 𝟏𝟏𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:: 𝐥𝐢𝐥𝐢𝐏𝐎𝐕 :: 𝐋𝐢𝐥...

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط