◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت۹) ⸙ ━━━━━━━ ◈

◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت۹) ⸙ ━━━━━━━ ◈
هوف اول یه نفس عمیق میکشیم چون قراره رمانتیکش کنم 🤮😐😂داداشا شرمنده اگه تر زدم 😂🤦🏻‍♀️
الان قشنگ اهنگ عشقولانه گذاشتم که بیشتر تر بزنم 😂
••••••••••••••••••••••••••
شهاب؛ مهراد چرا اینجاس مگه نباید مراقب شیوا باشه، پس شیوا....، با محکم شدن چیزی که دورمو احاطه کرده بود از افکارم اومدم بیرون و سرمو به طرفش بر گر دوندم، شیوا بود که مث یه جوجه گنجشک که از ترس شکارچی تو پرای مادرش خودشو قایم کرده
شیوا؛ منتظر دستی بودم که منو پرت کنه به طرفی ولی با دستانی که به دور کمرم پیچیده میشد تعجب کردم
شهاب؛ ناخاسته اشکام جاری شد دلم واسش خیلی میسوخت دختری که بازیچه وقربانی قمار های باباش بود وباید تاوان کار های باباشو میداد، مادری که فقط بلد بود ازش کار بکشه مگه چه گناهی کرده بود ،با جمله مرد که گریه نمیکنه وقوی باش خودمو قانع کردم وبه گریم پایان دادم
شهاب: شیوا بهم گوش نباید بزاریم به دستش بیفتی وگرنه بسختی میتونیم برت گردونیم
شیوا: چجوری من الان تنها چیزی هستم که میتونه باهاش طلبشو بگیره
شهاب: هر طور که شده باید نجاتت بدیم اگی من نبودم برو پیش ارمان واتوسا اونا خوب میدونن کجا پنهانت کنن
شیوا: شهاب منظورت چیه یعنی تو نمیخای پیشم بمونی
شهاب: من مجبورم جلو تر از اینکهتورو پیدا کنه با راد مهر حرف بزنم شاید تونستم قانعشکنمولی امکان اینم هست که بخاد منو گروگان بگیره تا تورو تحویل بدیم
شیوا: نه اگه..
شهاب: هسس حرف نباشه؛ صدای جعر بحث از تو کلبه میومد حدس میزنم باز اینا بهم پریدن
شهاب: بیا بریم تو با این لباسای کم سرما میخوری
شیوا؛ با ورود ما همه جارو سکوت فرا گرفت، شهاب زیر چشمی وبا اخم به مهراد نگا میکرد، مهراد که نزدیک داداش اتوسا ایستاده بود ازش دور شد وبه سمت شومینه رفت وروی صندلی کنار شومینه نشست
صدای قارقار کلاغا سکوتو شکستن و ارمان ادامه داد
ارمان: خب الان باید چیکار کنیم
شهاب: کار خاصی لازم نیست بر میگردیم و با راد مهر صحبت کنیم
مهراد: باز خوبه جفتمون یه پلن ریختیم
شهاب: پس به بعدشم باید فکر کرده باشی
مهراد: البته وحتی بعد اون روهم کردم
شهاب: هه لابد میخای فرار کنی
مهراد: توچ فقط یه پرونده دیگه بهم اضافه میشه
شهاب: روانی اونوقت علاوه بر پلیسا باید از دست زیر دستاشم فرار کنی

♡تا پارت بعد به درود♡
𝔜𝔞𝔰𝔥𝔦𝔯𝔬 ℌ𝔞𝔯𝔞𝔫𝔬
دیدگاه ها (۰)

◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت10) ⸙ ━━━━━━━ ◈اهنگو ترسناک کرده وادام...

نتیجه یک هفته نبودن

خب از اونجایی دوباره امروز عیده باز عیدتون موفالک (づ ●─● )...

اوف چی یافتم🤤

کامبک زدم چه کامبکیم بعد یک سال 😂◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت17) ⸙...

◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت18) ⸙ ━━━━━━━ ◈صدای کلید انداختن تو در...

#قمار_سرنوشت پارت¹⁷ویو لونا بلند شدم لباسام رو عوض کردم و مو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط